تبليغاتX
هیپنوتیزم

هیپنوتیزم

آموزش خود هپنوتیزم، فرافکنی روح ،وسفر روح،چار،گفتگو با جن گیر ،تله پاتی،انواع طلسمها

معالجه لکنت زبان از طریق هیپنوتیزم

 

قسمت دوم :

به آقای آلروتز تعلیم داده شد که هنگام صحبت کردن با مردم  اهمیتی برای انها قائل نیست . در حال حاضر او فقط از این می ترسید که هنگام صحبت کردن دچار اشتباه شود و مورد تمسخر قرار گیرد و این ترس علت و ریشه ای در کذشته داشت که چه عامل وعلتی باعث شده که آقای آلروتز صحبت کردن با مردم را خطرناک بداندبخصوص ترس از اینکه دچار اشتباه شود.

آقای آلروتز در این خصوص چیزی نمی دانست و چیزی هم از دوران کودکی بیاد نمی آورد به او گفته شد در حال حاضر احتیاجی نیست که به حافظه خود فشاری بیاورد زیرا بعد از اولین جلسه هیپنوتیزم که توانست   خود را رلکس و وانهاده نماید همه چیز را بیاد خواهد آورد.

اولین جلسه هیپنوتیزم-در این جلسه به آقای آلروتز تلقین وتعلیم داده شد، که بجای کنترل و فشار اوردن به خود هنگام صحبت کردن عضلات خود را شل و وانهاده کند(شما هم می توانید با خود هیپنوتیزم این کار را انجام دهید که در جلسات گذشته خود هپنوتیزم را تشریح کردیم)

دومین جلسه هیپنوتیزم- در این جلسه به او تلقین شد در خلال این هفته ، خاطراتی را که برای اولین بار باعث ترس او شده بیاد بیاورد.

سومین جلسه هیپنوتیزم- وقتی او برای سومین جلسه آمد داستان زیر را بیاد آورده بود

زمانی که من در دوران طفولیت به سن 4 یا 5 سالگی بودم ، در همسایگی ما بچه ای به همین سن یا بیشتر زندگی می کرد این پسر بچه دچار لکنت زبان بود و قیافه ای مضحکی داشت . روزی که صحبت کرد دچار لکنت شد و من هم به او خندیدم و طرز صحبت کردن اورا تقلید کردم پدرم ناگهان بر اشفت و فریاد زد اگه یکمرتبه دیگه اینجوری صحبت کنی زبانت را می سوزانم و برای اینکه من بیشتر بترسم دستم را گرفت و سیگارش را تا نزدیکی زبانم آورد و من هم به شدت ترسیدم و از ان روز به بعد هر روز که می خواستم در نزد پدرم صحبت کنم می ترسیدم که مبادا بد صحبت کنم وپدرم زبانم را بسوزاند.

به این ترتیب می بینیم که بزودی فشار عضلانی زبان ودستگاه صوتی بیمار شروع می شود هر چند که این تهدید احمقانه اجرا نشد اما کودک همیشه از صحبت کردن نزد پدر می ترسد و از ان روز به بعد همیشه در حضور پدر ساکت و بی صدا می ماند و روز به روز تکلم کودک بدتر می شود و با هر کس که بر خورد می کرد مثل معلمش ودیگر کسان بیاد پدرش می افتاد و زبانش دچار لکنت می شد این وضع در مدرسه بتدریج بدتر شد تا اینکه بیمار متوجه شد که عیبی در صحبت کردنش وجود داردو تصور کرد که قطعا یک نوع بیماری در دستگاه تکلمش وجود دارد.

جلسات بعدی هیپنوتیزم –در مابقی جلسات اینگونه به او تلقین شد. که او حالا دیگر ان کودک ترسو نیست دیگر کسی نمی خواهد زبان او را بسوزاند و اگر اشتباهی کرد کسی زبانش را نمی سوزاند ودر واقع کسی توجهی ندارد به اینکه او با لکنت صحبت می کند یانه . به او تلقین شد حالا دیگه از هیچ چیز نمی ترسی و هیچ اندوه ونگرانی نداری، در حال حاضر تو می توانی آرام و خوب صحبت کنی ، عضلات تکلمت شل هستند شما همانطور که باسگتان خوب صحبت می کنی با مردم هم می توانیدخوب صحبت کنید.

همچنین به او تلقین شد که تصور کند با کمال اعتماد و اطمینان در حال صحبت کردن با مردم است بدون اینکه دچار لکنت شود.

پس از چند مدت آقای الروتز کاملا خوب شد  .  بله دوستان هیپنوتیزم بهترین درمان لکنت زبان است  که در معالجه لکنت زبان باید از هیپنوتیزم وتنفس تواما استفاده کرد . تا جلسه بعد با موضوع دیگر در پناه حق  و حقیقت باشید .          حیدر.ح              ...............heydarhp3.............

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:32  توسط حیدر   | 

معالجه لکنت زبان از طریق هیپنوتیزم

 این مطلب بر گرفته از کتاب روانشناسی کابوک ترجمه فصل 35 صحفه 183 تا 186 کتاب دکتر وان پلت stammeringبرای دوست عزیزی که در مورد لکنت زبان به ما ایمیل زده بودند

دکتر، اقای الروتز بمن نوشت "من خوشحال می شوم ،اگر شما بتوانید کاری برای این بیمار مبتلا به لکنت زبان انجام دهید"جوان خوش قیافه ای است ولی همین ناراحتی در صحبت کردنش او را در زندگی عقب انداخته است،الکنت زبانش باعث شده از تر خوردهای اجتماعی بپرهیزد و از رفتن بکار وااشتغال اجتناب کند.وقتی که الروتز شروع به بیان داستان زندگیش کرد ، معلوم شد چقدر ناراحت است زیرا که خیلی به سختی  می توانست صحبت کند. تلاش وتقلای زیادی می کرد که صخبت کند  ولی به همان نسبت کلمات به سحتی از دهانش خارج می شد.

به آقای آلروتز گفتم ، که با فشار صحبت نکند ، بلکه کلمات را آرام ، آهسته، ملایم، با کشش وآهنگدار بیان کند.عملا تمام کسانی که مبتلا به لکنت زبان هستند چنانچه ملایم با تانی و آرام صحبت کنند و حروف کلمات را قدری بکشند، می توانند بدون لکنت صحبت کنند.

بطوری که بعدا خواهیم دید علت لکنت زبان مربوط به فشار و انقباض عضلات و اعصاب دستگاه تکلم است،چنانچه این کشش وفشار از بین برود الروتز می تواند براحتی صحبت کند.

به شکلی که اضهار می داشت ، در سراسر زندگی اش دچار لکنت زبان بوده است، بهیچوجه نمی توانست حادثه ای را که باعث لکنت زبانش شده بیاد بیاورد . فقط خاطرات بسیار زیادی داشت از اینکه  لکنت زبانش موجب بدبختی های بزرگی در زندگی اش شده است.

در مدرسه وضعیتی بدی داشت،برخی اوزگاران اورامدل شوخی و خنده فرلرمی دادندو سایر شاگردان هر یک بنوبه خود موجب اذیت و آزلرش می شدند ، خواندن کتاب در کلاس عفریتی بود که جسم و جان او را در چنگال می گرفت.

وقتی دوران تحصل را تمام کرد،بهترین روشی که بنطرش می رسید دوری از اجتناع و اجتناب از مردم بود .

خرید کردن ایجاد ناراحتی بزرگی برای او می کرد زیرا تصور می نمود که هنگام خرید همه مردم میاستند و به او نگاه می کنند که او چگونه با زور وفشار کلمه ای را از دهان خارج می کند و........................

عجیب این بود که هر وقت آقای الروتز تنها بود و می خواست با سگش صحبت مند اصلا دچار لکنت نمی شد و مثل اشخاص معمولی صحبت می کرد و بعلاوه   بخوبی وبه تنهایی با خودش صحبت کند یا کتاب بخواند و از این موضوع مات ومتحییر مانده بود که چرا در تنهایی یا هنگام صحبت با سگش برای مدتی لکنتش بکلی رفع می شود ولی در اجتماع ودر حضور دیگران قادر به صحبت کردن نبود .

بهر حال برای اقای الروتز تعریف شد ، که علت اینکه چرا در تنهائی با سگش میتواند صحبت کند، ولی در اجتماع نمی تواند صحبت کند، این است که مطمئن است که سگش نمی تواند از او عیب وایراد بگیرد بنابراین هنگام صحبت با سگش خود را نمی ترساند و واز ایراد هم نمی ترسید این موضوع ،وجود مردم عامل محرکی برای لکنت زبان او شده بود ، که پاسخ این باز تاب لکنت بود ، هنگام صحبت با مردم می ترسید که دچار اکنت شود . بدین ترتیب  هر وقت می خواست با مردم با تلفن صحبت کند ،بطور خودکار و انعکاسی دچار اکنت می شد .

نکته دیگر اینکه هر چه او بیشتر و سختتر بلاش می کرد ، وضع لکنتش بدتر می شد ولی هر وقت ملایمتر وبدون فشار عضلانی صحبت میکرد ،لکنت رفع می شد.

دوستان ادامه این مبحث را دو سه روز ایینده می نویسم  و چطور مداوای این بیماری را توضیح خواهم داد.

پس تا چند روز دیگه و ائامه مطلب شما را به حق و حقیقت می سپارم.                        حیدر. ح

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:54  توسط حیدر   | 

تبریک سال نو

سلام دوستان

عید باستانی نوروز را به همه دوستان تبریگ می گوییم سالی پر از خوشی و آرامش را برای شما دوستان خوبم آرزو می کنم خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم و نمی خواستم هم بنویسم اما انشاءالله در سال جدید با دست پر خواهم امد در ضمن دوست عزیز محمد جان (هالا)باور کن مدتهاست نتوانستم با اینترنت کار کنم وبه همین جهت نتوانستم به نامه های شما جواب بدهم و مطمئن باش هیچ خبری نیست و پسورد ایمیل یاهو ام را هم کاملا فراموش کردم و فعلا فقط با جیمیلم کارمیکنم واما در مورد کپی کردن و کلیک راست در این وبلاگ من ان را برای تمامی دوستان آزاد می گزارم ولی فقط لطفا اگر از موردی استفاده کردید منبع آن را ذکر کنید تا ما هم با خیال را حت به کار خود ادامه دهیم .

همیشه مثبت بیندیشید با تشکر حیدر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:50  توسط حیدر   | 

آموزش تلپاتی(قسمت دوم)

برای انجام تجربه تله پاتیک حداقل به دو نفر نیاز داریم :جنسیت:چون تله پاتی عبارت از انتقال افکاری است که از یک بار عاطفی و احساسی قوی اکنده شده است بنابراین با توجه به غرایزی که خداوند برای
بقای نسل در نهاد بشر قرار داده است ارتباط بین دو جنس مخالف بایستی روشنتر و پر قدرت تری صورت بگیرد نر وماده هریک به تنهای ناقص هستند و هر کدام از انها سعی دارد با جستجوی جفت خویش
به کمال برسد جاذبه جنسی یکی از شاهکارهای افرینش که در پرتو ان موجبات ادامه نسل و رسیدن به تکامل فراهم می شود قدرت ونیروی عشق بسیار قوی است تا حدی که در بر خی از موارد بر عقل سلیم می شود
در ارتباط تله پاتیک جنسیت از اهمیت زیادی بر خوردار است بهترین نتایج درشرایطی صورت می گیرد که فرستنده پیام مرد و گیرنده زن باشد در شرایطی که برعکس این باشد نتیجه از انچه که گفته شد کمتر است
همان طور که در ارتباط عاری روزمره با دیگران سعی می کنیم با توجه به میزان سن تحصیلات طبقه اجتماعی و قدرت درک انها از زبان و منطق خاصی پیروی کنیم به هنگام بر قراری ارتباط تله پاتی با دیگران
هم بایستی به این عا مل مهم تو جه کنیم بنابراین اگر بخواهیم با کودکی ارتباط بر قرار کنیم با یستی از تصاویر و سمبلهایی استفاره کنیم که بیشتر مطابق ادراک و روحیات او باشد
در روزهای پر گرد وغبار و پر باد وطوفان پیش از رگبارها در زمان فعالیتهای خو رشید ی و به هنگام وجود کامل قرص ماه از انجام تله پاتی خود داری کنید زیرا در برخی از افراد در این ایام
ممکن است کسالتهای مبهمی از یک سر درد تا افسردگی شدیید حملات اسمی.....متفاوت دچار با شند  بنا بر این هنگامی که هوا کمی ارام وخنک است بهترین زمان برای تمرینات تله پاتی است
این موضوع در روزهای که بارانی به شرطی که رگبا ر وجود نداشته باشد هم صدق می کند در زمانی که هوا بسیار سرد وگرم است شرایط نا مناسب است شاید دوستان بپرسن چرا دراین موقعها زمانه خوبی نیست
با ید عرض کنم معمولا پیش از رگبارو رعدو برق تحولات شدیدی در میزان فشار و بار الکتریکی هوا پیدا می شود که هر گونه تماس تاه پاتیک را مانع میشود مهمترین دلیل برای تو جیه عوارض این اثار
بیان شده پیدایش تغیراتی در میزان یو نها یا اتمها و ملوکولهایی است که دارای بار الکتریکی در پوست هستند و انسان شدیدا نسبت به انها حساس است
:پیام تله پاتیک :باید متن و لحنی داشته باشد که گویی خود او به این مطالب فکر می کند و انرا از با زبان خودش بیان می کند :برای مثال اگر بخواهیم که او دستش را بلند کند این پیام یا فرمان
به این صورت صادر می گردد :حالا من دست رااز زمین بلند می کنم پس درستی مطالب این است که همه پیامها را تجسم کنید اگر کالایی می خواهید خریداری کنید مهم این نیست که به این
کالا احتیاج داری یا نه کافیست که انگیزه و اشتیاق لازم برای خرید یک جنس به وجود اید

نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 30/10/84

abasabs2000@yahoo.com
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 20:32  توسط حیدر   | 

اموزش تلپاتی

 درهر تمرین یا برنامه تلپاتیک بین دو فرد فرستنده

 وگیرنده فاصله ای وجود دارد که می توان از چند سانتیمتر تا چند هزار کیلو متر متفاوت باشد میزان فاصله در نحوه و نتیجه ارتباط تلپاتی کمترین تاثیری ندارداگر شما فکر خود را به این امر معطو ف و در نتیجه شرطی نماید که در فاصله طولانی بر قرار ی تله پاتی مشکلتر است این تلقین ذهنی بر روی رفتار شما تاثیر گذاشته ودر عمل نیز در فواصل نزدیک تر نتیجه بهتری کسب می کنید این تصور یا شرطی شدن نادرست و مضر است هرگز به فاصله موجود بین گیرنده و فرستنده اهمیتی ندهید شما به همان میزان از ظرفیت و قابلیتی را که در فاصله نزدیک کسب کرده اید می توانید در فواصل طو لانی هم دریافت کنید - اصول بنیادی دانش تله پاتی توصیه مشود که تجربیات اولیه درفاصله نزدیک و ترجیحا در یک اتاق ارام صورت گیرد برخی از صاحب نظران معتقدند که افراد حاضر در این جلسات بایستی از لحاظ روحی و عاطفی به هم نزدیک باشند اگر در تمیرنهای اولیه فرستنده پیام دست راست خود را بر روی دست چپ گیرنده بگذارد این ارتباط جسمی پیوند روحی و عاطفی بهتری را بین انها ایجاد میکند در ایین سالکان و عارفان شرق اسیا بویژه چین باستان و سرزمین عجایب هند قسمت راست بدن دارای قدرت یا اهمیت مثبت و صادر کننده انرژی می باشد درحالی که سمت چپ دارای انرژی یا الکتریسته منفی و دریافت کننده میباشد :زمان مناسب مناسبترین زمان برای ارتباط فکری ساعا ت اخر شب وصبح زود است در عمل انسان مو جودی است که روز را با کار و فعالیت به پایان می رساند و شبها خسته و کو فته نیاز به خوابیدن دارد در شرایط عادی انسان شبها به چرت زدن و خواب الودگی دچار می شود ودرصورت دراز کشیدن به خواب عمیقی فرو می رود زمانی که ما بیدار و مشغول فعالیت هستیم ضمیر اگاه ما فعال است بر عکس هر زمان که مادر وضعیت سکوت و ارامش هستیم ضمیر ناخود اگاه ما فعال میشود در این شرایط انرژی زیادی از مغز ساطع میشود و پراکندگی این امواج نمایمگر وجود شرایط ارامش واسایش فیزیو لوژی در مغز است هر گاه ما بتوانیم جسممان را ریلاکس و غیر فعال کنیم قدرتها و قابلیتاه روحی و روانی فعال و شکوفا میشود گویی در این شرایط کانالهایی که برای فعالیت و کارایی لازمند رها وازاد مشوند در این زمان انسان بهتر وبیشتر می تواند با ضمیر مادون اگاه و ناخود اگاه خویش که منبع الهام و برکات است رابطه بر قرار کند زمانی که انرژی زیادی از مغز خارج شود رو ح میتواند خود را از زیر بار سنگینی جسم رها ودر فضا ی بی کران به پرواز در اید به این حالت وضعیت خروج روح از بدن می گویند ادامه دارد......... نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 13/10/84  abasabs2000

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 20:55  توسط حیدر   | 

آینده کودک خود را حدس زنید!

سلام دوستان
چگونه می توانیم شخصیت و آینده بچه های خود را پیش بینی کنیم!
1. اگر کودک خود را در دوران نوزادی زیاد حرکت دهید یا آن را دا ئما بالا وپایین بیندازیدویا زیاد در گهواره تکان دهید کودک شما در ایینده ورزشکار یا خلبان یا راننده و کلا به کارهای هیجانی و پر حادثه روی خواهد اورد
2.اگر کودک شما پستانک یا شیشه شیر را زیاد نگه دارد و ان را به زور از دستش در آورید در اینده داری شخصیتی خسیس ومال جمع کن وبه شغل جاسوسی با دلالی یا خبر نگاری روی می اورد
3.اگر کودک شما زیاد گاز می گیرد این را بدانید که در اینده دارای شخصیتی خشن وجنگجو شده و به شغل های چون قصابی و ( پول واده..پول چی!؟.....!!!!!!!!)
4. اگر کودک شما آب دهن خود را بیرون می ریزد در اینده به شغل مدد کاری روی خواهد اورد
5.اگر کودک زیاد پستانک را بمکد در اینده در نوشیدن و خوردن و... خلاصه در هر چیز زیاد افراط می کند
6.اگر کودک زیاد دهان خود را ببندد در بزرگی گوشه گیر و محتاط می شود.
7. اگر کودک شما هر شیئی که در دستش می افتد زیاد نگه می دارد و حاضر نمی شود ان را رها کند در بزرگی فردی میشود که قدرت تصمیم گیری برای خرید یا فروش وسایل خانه خود را ندارد.
8. مادران هم بیاد داشته باشند که  کودک خود را برای دفع مدفوع تنبیه نکنند چون در اینده فردی خالی بند و ولخرج وبی قید و بند می شوند
9. حالا اگر می خواهید کودک خود را دانشمند کنید از کودک خود برای دفع ادرار خواهش کنید وبعد از دفع مدفوع به او جایزه بدهید در این صورت کودک فکر کرده که مدفوعش دارای ارزش است  و در ایینده برای راضی کردن مردم دست به اختراع یا فردی بخشنده خواهد شد البته یادتان باشد اگر زیاد هم اسرار کنید کودک فکر کرده با دفع ادرارش چیزی گرانبها را از دست می دهد و ممکن است در اینده خسیس شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:36  توسط حیدر   | 

پریسپری


سلام دوستان

مدتی بود که من نبودم و این وبلاگ به روز نمی شد اما دوباره کارم را شروع می کنم و سعی می کنم هر هفته ان را به روز کنم فقط من را از نظرات سازنده خود بی نصیب نکنید و هر گونه پیشنهاد یا انتقاد دارید در قسمت نطرات بنویسید.
اما مطلب این هفته:
. شاید بارها برایتان پیش آمده باشد در مکانی تنها نشسته اید ناگهان یک ندای درونی به شما می گوید:"زودتر به منزل روید کسی در منزل منتظر شماست
شما هم به منزلتان بر میگردید با تعجب می بینید دوستتان در منزلتان به انتظار شماست یاشما دراید به کسی فکر می کنید در ان لحظه همان فرد به نزد شما می اید(این مثال را برای آن بیان کردم که بسیاری از شما ها با همچین موردی روبرو شدید)خوب دوستان شما اینگونه موارد را چگونه تشبیه می کنید یا جواب شما در این گونه موارد چیست؟
 صاحب نظران و دانشمندان هر کدام در این موارد راهی برای تحلیل و اثبات ان پیش رو گرفته اند اما من در این جلسه بحثی را مطرح می کنم که به نطر خیلی ها به موارد بالا ربط دارد .
اما برویم سر اصل مطلب : در بیشتر مباحث متافیزیک انسان به سه قسمت تقسیم می شود 1-جسم 2-روح3-قسمتی مابین جسم و روح (پریسپری)
در رابطه با جسم و روح محققان هندی دست به یک سری  تحقیقات زدند که در پایان به این نتیجه رسیدند که جسم وروح ادمی هر کدام در قالب جدا از هم قرار دارند و برای تامین خواسته های خود بین انها هیچگونه توافق ویکپارچگی وجود ندارد پس ما به این نتیجه می رسیم که برای ارتباط بین این دو نیاز به یک واسطه داریم که از جنس هر دو باشد و هر دو را به هم ارتباط دهد و میان اندو قرار گیرد  اما این واسطه چه نام دارد نام این موجود در ملل وعقاید مختلف عنوانهای متفاوتی دارد مثلا قالب مثالی- همزاد -هاله ودر میان ایرانیان باستان ان را بعنوان "فروهر" می شناختند اما امروزه در بین محققان بیشتر بنام"پریسپری" شناخته شده تر است .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است جنس پریسپری از چیست و چه کار های می تواند انجام دهد؟!
پریسپری حد واسط روح وجسم است دارای جسمی بسیار لطیف و رقیق وشفاف و خوشبوی دارد که هنگام خواب طبیعی یاهنگام خواب مصنوعیاز بدن خارج می شودو  در فضا به هر جا می رود وسرک می کشد.
اما پریسپری کاملا شبیه خود ماست یعنی قیافیه مثل ما دارد حتی بعضی ها معتقدند که دارای گوش قلب معده دست وپا و.... هست پریسپری دارای حواس شبیه حواس ماست با این تفاوت که حواسهای او خیلی از ما قوی تر است و یعنی چیزهای را که ما نمیبینیم او میبیند چیزهای را که نمی شنویم او می شنود  زمان برای او معنی ندارد یعنی در هر لحظه که بخواهد در هر مکان و جا حاضر می شود
در یک لحظه در دو مکان مجزا می تواند باشد پریسپری جسم را بوسیله تارهای نامرعی به روح وصل می کند زمانی که این تارها از هم گسسته می شوند جسم ما از بین می رود (مردن) زمانی که ما در خوابیم پریسپری به عوالم  دیگر سفر می کند حال اگر در لحظه بیدار شدن او  نتواند بخوبی به جسم برگردد ویا در هنگام بر گشت تعدادی از تارهای نامرئی پاره شوند ما دچار بیماریهای روانی یا جنون می شویم......
دوستان تا جلسه بعدی حق و حقیقت نگهدار شما   :::: حیدر اچ پی تری::::

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد http://hipnotizmhp3.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 19:58  توسط حیدر   | 

کرامات چند صوفی

 معجزات یا کرامات چند صوفی .......... از کتاب تذکرهاولیاء شیخ عطار در اغاز کتاب تذکره اولیاء چندسطر در باره سخن مشایخ می نویسد که خواندنی است چون از قران و احادیث گذشتی سخنی بالای سخن مشایخ طریقت نیست که سخن ایشان نتیجه کار و حالست نه ثمره حفظ و قالست و از عیانست نه از بیان است واز اسرار است نه تکرار است واز علم لدنی است نه از علم کسبی است واز جوشیدن است نه از کو شیدن حبیب عجمی : روزی زنی پسرگمشده اش رااز حبیب خواست گفت برودر خانه است وقتی زن به خانه برگشت پسرش را که یکسال گمشده بود در خانه دید پسر گفت من هم اکنون در کرمان بودم بادی بیامدو من بدینجا اورد . ابراهیم ادهم روزی ازابراهیم پرسیدند نشان و علامت مردی که به کمال رسیده باشدچیست؟جواب داد و گفت چنین است که اگر به کوه بگوید برو کوه شروع به رفتن کند در همان لحظه نا گهان کوه شروع به حرکت کرد ابراهیم گفت به کوه با تو نبودم مثال زدم . میگویند شبی منصور حلاج با هفتاد نفر از مریدان خود بکوه و دیر بیت المقدس رفت قند یلها را برای روشن کردن اماده کردن منصور با انگشت سبابه اشاره به قندیلها کرد نوری از انگشتان بیرون امد و چهارصد قندیل با اشاره انگشت روشن شد. ریاضت کشیدن منصور حلاج . منصور حلاج مدت یک سال درمسجد مکه زیر افتاب سوزان و باران بدون تکلم با احدی می نشست و خوراک ویلقمه نانی و کوزه ابی که مریدان وی براش می اوردن منصور حلاج معتقد بود که با ریاضت کشیدن و تربیت نفس انسان بجای می رسد که تبدیل به سازنده جهان میشود و فقط خدا را می بیند شاعر می فرماید    رسد ادمی بجای که به جز خدا نبیند         بنگرکه تا چه حد است مکان ادمیت              از خودیبگذر که تا یابی خدا           فانی حق شو که تا یابی بقا          نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 2/9/83
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 22:17  توسط حیدر   | 

معجزه یا غلبه روان بر ماده


از مجله بهداشت روانی شماره 45 اذر ماه 1342
به نظر دانشمندان فیزیک اگر کسی پیدا شود که تسلط کامل روان بر ماده یا به عبار ته واضح تر تسخیر و تصرف ماده به وسیله روان را ثابت کند اهمیت کشف او با کشف
انرژی اتمی برابری کرده وحتی فزو نی دارددکتر رولف الکساندر طبیب و روانشناس معروف چندین بار تسلط روان بر ماده را نشان داد او  در حضور شهر دار شهر مو فق به انجام کاری شد
که در وحله اول به نظر ما غیر قابل قبول می رسید  دکتر الکساندر یک قطعه بزرگ ابر را در فضا به حاضر ین نشان داد و از ان قطعه بزرگ تکه ا ی را که واضح بود در نظر گرفته و قطعات
مجا ور ان را به عنوان شاهد به انان معر فی کرد و ادعا کرد که پس از چند لحظه می تواند ان قطعه واضح ابر را محو نماید پس از چند لحظه اتفا قی عجیبی روی داد
قطعه ابر مورد نظر ابتدا متسع شد و غلظت خود را از دست دا د و سپس محو کردید و این منظره تو سط رو زنامه نگاران عکس برداری شد سه بار متوالی این ازمایش در حضور
ما صورت گرفت و هر سه بار مو فقیت نسیب وی گشت
دکتر الکساندر در سفری که در سال 1951 به مکزیک داشت در حضور عده زیادی مو فق شد باران شدیدی  را که با ریدن اغاز کرده بود پس از دوازده دقیقه نگهدارد  و فضا را
صاف وبی ابر نماید دکتر الکساندر در حضور دانشمندان با انجام اینکارها می خواست ثا بت کند که نیرویی است فعال که می تواند بطور مستقیم ماده را تحت تسلط خودقرار دهد
 عقیده داشت که از این نیروی شگرف در طرق مختلف از جمله معالجه و مداوای بیما ران وتحت تاثیر قرار دادن محیط بمنظورسعادت افرادمی توان استفاده کرد
نتیجه ::در این مقاله کلمه روان بجای روح بکار رفته پس بنا بر این به نظر بنده انچه از کشفیات فیزیک و شیمی  فهمیده ام  این است که ماده جز انرژی یا روان چیز دیگری نیست
علمای معاصر هم چنین عقیده ای دا شتند همه متفق القول هستند که ماده هما ن نیروی فشورده است و این بتا به گفته قران مجید دانشمندان مذاهب جهان همان سازنده جهان است و بقولی
فقط بعضی از مردان نظیر عیسی مسیح این استعداد را دارند که از این نیرو استفاده کنند  و کارهای عجیب انجام دهنداین راز را هم  صو فیان و عا رفان بزرگ معاصر
می دانستند و با ریا ضت کشیدن  دستگاه بدن خود را طوری تر بیت مکردن که مغز انها بتواند از این نیرو بهر شکل استفاده کنند در تا ریخ جهان و ایران اشخاصی نظیر ژندپیل .
منصور حلاج .ابو سعید ابو الخیر .خواجه عبدالله انصاری  .غوث گیلانی .با یزیدبسطامی و بسیاری دیگر ..........
دوستان در اینده در باره کرامات بعضی از صو فیها و عرفا صحبت خواهم کرد
از خودی بگذر که تا یابی خدا
فانی حق شو که تا یابی بقا
در اصل یکی بوده است جان من و تو
پیدای من و تو نهان من وتو
مردان خداپرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند


نو شته شده تو سط عبا س ف در تا ریخ 7/8/84            

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 5:53  توسط حیدر   | 

ا موزش گا م به گا م خو د هیپنو تیز م :

جیمس هو یت در کتا ب یو گا یخو دمینو یسد  جو کی ها همه ر وز ه بر نا مه ا سا نا یخو د را بحا لتی ختم می کنند که مو جب ا سا یش تما م  بد نو ا نبا شتن ا ن با  نیر و ی جد ید ی میگر د د ا ین حا لت را سا و اسنا یا حا لت نعش می گو یند

ا نجا م ا ین تمر ین بر ا ی مبا ر ز ه با فشا ر ها  و کشمکشها یا مرو  ز ی ز ند گا نی دا را ی چنا ن ا ر ز شی ا ست که با یستی ا ز کو  چکتر ین فر صت د ر بین ا و قا ت کا ر بر ای انجا م ان ا استفا ده گر د د طر ز عمل

بین تما م ر و شها یی که من خو ا ند ه ام رو ش لسلی- لو کر و ن ا ز همه بهتر بو د ه ا ست و ا ن ر و ش بد ین تر تیب ا ست

1- به پشت ر و ی ز مین بخو ا بید پا ی ر ا ست خو د ر ا بلند کنید و ا نقد رد ر هوا نگا ه د ا ر ید تا خسته شد ه و یک مر تبه شل و ا ز ا د ر ها کنید  و دیگر هیچ حر کت ند هید

2-با پا ی چپ به همین تر تیب عمل کنید و هیچ حر کت ند هید

3-د ستها ی خو د ر ا د ر هما ن حا ل بالا بیا و ر ید ا نگشتا ن خو د ر ا ا نقد ر جمع وبا ز کنید که د ستها یتا نبه کلی خسته شو د  و ا ز ا د ر ها  کنید تا به ز مین بیفتد نظیر یک تکه جسم بی جا ن

4-حا لا سر خو د ر ا بلند کنید  و ا نقد ر ا ز ر ا ست به چپ و ا ز چپ به ر ا ست بچر خا نید تا به کلی خسته شو د و ما نند یک جسم بی جا ن ر ها کنید

5-حا لا چشم ها ی خو د را ببندید و فکر خو د را متو جه نو ک ا نگشتا ن پا ی ر ا ست نما یید ا حسا س کنید که تما م عضلا ت انگشتا ن ا ز هم با ز می شو ند همین طو ر که فکر خو د ر ا متو جه کف پا پا شنه پا عضلا ت سا ق پا و ر ا نها کنید تصو ر کنید
عضلا ت شل می شو ند

6-همین عمل تفکر ی ر ا با پا ی چپ د ست ر ا ست د ست چپ و اعضا ئ شکم وسینه سر و صو ر ت انجا م د هید

7-عضلا ت صو ر ت خو د ر ا شل ر ها کنید و تصو ر کنید پو ست صور ت و چر و کها ا ز هم با ز می شو ند

8-حا لا هیچ نقطه ای ا ز بد ن شما نبا ید کو چکتر ین حر کتی بنما ید

9-ا ین عمل ر ا د و تا سه مر تبه تکر ا ر کنید

10-چند د قیقه بعد به هما ن حاا لت کا ملا بی حر کت با قی بما نید حا لا سر ا سر بد ن خو د ر ا شل ر ها کر د ه اید سعی کنید به هیچ چیز فکر نکنید فقط به ضر با ن قلب خو د گو ش کنید د ر ا بتد ا ئ تمر ین و د ر ر و ز ها ی ا و ل ضر با ن قلب خو د

ر ا ممکن ا ست نشنو ید و لی ر و ز ها ی بعد کم کم خو ا هید شنید مشر و ط بر ا ینکه د ر یک ا طا ق کا ملا سا کت و بد و ن سر و صد ا با شید

باارزوی مو فقیت  شما عزیزان    پایان درس خود هیپنو تیزم


نوشته شده توسط عباس ف در تا ریخ 4/8/84

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 4:58  توسط حیدر   | 

اموزش گا م به گا م خود هیپنو تیزم

ا لگوی شماره سه ::عزیزانی گفته بودند که ما هر مو قع تمرین می کنیم خوابمان می برد باید عرض کنم برای ان دسته عزیزان بهتر است در اواخر شب  یا در صبح زود به تمین بپردازند
 ا لبته بعد از استحمام:  باید به عرض دوستان برسانم دوستان نازنین الگوی یک ودورا باید به مدت شصت روز ادامه داد تا به این ا لگوی شماره سه می رسید
بعد از به وجود اوردن خود هیپنوتیزم  برای عمیق تر کردن خواب خود باید احساس ارامش کامل داشته باشی سپس به خود تلقین کنید ایام هفته واسم خود رافراموش میکنم به این
ترتیب < من اسم خودم را دیگر به یاد نخواهم داشت ونمی دانم فردا چه روزی خواهد بود> اگر به این امر نایل امدی شما در کلاس چهارم خود هیپنو تیزم خواهی بود
یا دتان باشه هر تلقینی که میکنی با ید ده با ر در ذهنتان تکرار کنید و ان را مجسم کنید  بعد از انجام هیپنوز یعنی وقطی که شما خواهان ان هستید که بیدار بشید ده با ر
برعکس تلقینی که به خود کردهاید به خود بکنید


این برای ان دسته از عزیزانی که می خواهند حافضه قوی داشته باشندو هر چیزی را به زودی بدون احتیاج استاد بیا مو زند :
با ید در مو قعی که در حال خود هیپنو تیزم هستند به این طریق به خود تلقین کنند<حافضه من قوی وقوتر خواهد شد به اسانی هر چیزی
را یاد خواهم گرفت >مثل میزنم اگر می خواهی گواهینا مه بگیرید باید روز امتحان را در ذهن خود مجسم کنید وداری به اسانی
تما مکی سوالها را پاس خ میدهید و چند روز بعد پست چی ان را در منزل به شما تحویل خوا هد داد  


نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 2/8/84

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 19:24  توسط حیدر   | 

مواظب باشید،! اشعه های خظرناک در کمین شما هستند!


امواج زیان آور ،مریضی ،نفرین،دعا،موج منفی ، سختی،چشم زخم:
می توان به جرات گفت قوم یا نژادی در دنیا نیست که با واژه چشم زخم آشنایی نداشته باشداما عده ای ان را دروغ و خرافات می دانندولی نیرویی واقعی وخطر ناک که همیشه دامنگیر عده ای از انسانها ,حیوانها واشیائ می شود وباعث از بین بردن ومریض شدن انسان می شود گاهی اوقات این نیرو به حدی قوی است که صدمات جبران ناپذیری به پیکر موجودات میزند.
آیا واقعا چشم زخم چیست ؟آیا می توان ان را کنترل کرد؟منشا ان کجاست وچگونه از بدن خارج می شوند؟
در ذرات بدن ما اشعه های وجود دارد که هر کدام کاری مخصوص خود را انجام می دهد اما یک سری از افراد بطور ناخوداگاه براین امواج تمرکز کرده و تاثیر می گزارند و این امواج از طریق چشم انها بر فرد یا شی بخصوصی وارد شده وباعث از بین رفتن شی یا فرد می شود  بعنوان مثال به خانه شما مهمانی وارد می شود در گوشه اتاق ظرف بلورین بسیار زیبای دارید مهمان در یک لحظه با ان خیره می شود در این لحظه مهمان اشعه های بدن  خود رابه طور نا خواسته فعال کرده و به سوی شی ارسال می کند در همان لحظه ظرف متلاشی شده واز هم می پاشد یا شخصی را می بینید در یک لحظه این شخص را بسیار جذاب و شاداب می بینید به طور ناخوداگاه
به او خیره می شوید در این لحظه است که شما امواج منفی را بسوی او ارسال می کنید که این امواج باعث ناراحتی یا مریضی ویا صدمه دیدن فرد می شود.

شاید بار ها خودتان دیده یا شنیده باشید که فلانی با نگاه کردن به فلان چشمه ان را خشکانده ویا با نگاه کردن به ماشین ان را واژگون کرده  با فلانی را در گوشه بیمارستان انداخته حتی موجب مرگ چند نفر شده یا فلانی ور شکسته شده  این حرفهای هستند که در بین مردم شایع و مرسومند ،خوب سر منشع این گونه عوارض نیزوهای منفی و اشعه های مضررند که از افراد به طور ناخود اگاه منتشر می شوند
اما راه مقابله با این پدیده چیست و چه کارهای باید انجام داد تا از ان در امان باشیم قبل از هر چیز به سراغ افراد مختلف جامعه می رویم و نظرات انها را در این مورد می خوانیم  اول از مردم اطراف و دور بر خودم شروع می کنم عده ای بر این اعتقادند که برای جلو گیری از ان باید یک شی ابی رنگ را به خود اویزان کنند عده های هم برای جلو گیری از ان هر روز  در یک ساعت مشخص اسفند دود می کنند وعده ای هم وقتی کسی را می بینندکه به او شک دارند صلوات می فرستند و می گویند چشمتان به زیر پام! اما عده ای دیگرکه بیشتر در بین مسلمانان رایج است معتقدند برای جلو گیری از ان باید سوره ان یکاد را خواندو عده ای نظرات عجیبی دارند که در این وبلاگ جایی نوشتن انها نیست و..... خوب اگه شما هم عقیده بخصوصی دارید یا از اقوام دیگری خبر دارید می تونید ان را در بخش نظرات بنویسید حتما مورد توجه ما ودوستان قرار خواهد گرفت. اما راهی برای اندسته که خود دارای این نیرو هستند ونمی توانند کنترلش کنند کارهای زیر را انجام دهند
سعی کنید در مقابل کارهای که شما را خیلی به هیجان می اورند و شگفت زده می کنند زیاد متمرکز نشوید در زبان ساده تر زیاد به ان خیره نشوید همیشه  مواظب احساسات خود در بر خورد با دوستان و افراد جامعه باشید که زیاد احساساتی نشوید!  اگر شی ویا شخصی توجه شما را به خودش جلب کرد سعی کنید چشم خود را از او دور کنید ونگاه خود را به چیز دیگری بیندازید وبسته به باور واعتقاد شما از کلمه های مثل ماشائالله و.... استفاده کنید.
خوب این هم مقاله امروز اما بحث بعدی را می خواهم یا در مورد خود فکنی روح بنویسم یا در مورد همزاد هر کدام را بیشتر دوست دارید بگویید تا بنویسم
با تشکر heydarhp3@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 14:32  توسط حیدر   | 

در پایین صحفه می توانید اخبار روز را دریافت کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 2:45  توسط حیدر   | 

تله پاتی


امروز می خواهم در مورد تله پاتی برای شما دوستان حرف بزنم و چگونگی استفاده از ان را بیاموزم تمرینهای ما خیلی ساده و در ضمن کاربردی هستند دوستان می توانند با استفاده از این تمرینها به مهارتهای خود در این ضمینه اضافه کنند
در ضمن دوستانی که به این وبلاگ علاقه دارند حداقل ما را از نظرات خود بی اطلاع نگزارندو همچنین اگر این تمرینها مورد استفاده قرار گرفت تجربیات خود را در این موردبرایمان بفرستید تا انها را در این وبلاگ با اسم خودتان چاپ شودو دیگران از تجربیات شما هم استفاده کنند
اما بریم سر اصل مطلب
برای شروع تله پاتی ابتدا نکات زیر را رعایت کنید1.سکوت و کمی تاریکی برای این گونه تمرینها لازم است2.تله پاتی را زمانی انجام دهید که شخص گیرنده خواب است3.بین دو نفری که تله پاتی انجام میشود شفصی که تعمق ودرون گرایی بیشتری داردنقش گیرنده وشخصی که فعالتر است نقش فرستنده را بر عهده گیرد4.فرستنده باید برای ارسال پیام  چنان فکرش را روی فرمان متمرکز کند که گویی قصد دارد خود ان را در ان لحضه انجام دهدیعنی واقعا خیال کند که دارد ان را بطور واقعی انجام می دهد
5.گیرنده بایدهر فکری را از خود دور کند وخود را در بی فکری کامل قرار دهد و منتظر یک تحرک درونی بماند6.قبل از شروع وبعد از تمرینات کمی اب بنوشد تا مواد وافکار زاید از او دور شوند
 شروع تمرین:
برای این تمرین ساده ودر ضمن کاربردی ابتدا باید هردو شخص گیرنده وفرستنده پنج شیء متفاوت مانند پنج نوع میوه یا پنج نوع اشکال هندسی مثل مربع مستطیل لوزی و.....راانتخاب کنند و در یک فاصله مکانی معیین چه دور چه نزدیک و در زمان مشخصی قرار گیرند در این هنگام شخص فرستنده به یک شی نگاه می کند وکاملا ان را برسی می کند و بعد جسم را تصویر سازی می کند وبرای شخص گیرنده ارسال می نمایید در این لحظه شخص گیرنده جلوی خود تکه کاغذی سفید با خیره به دیوار سفید رنگ اتاق می شود و هر نوع شکلی در ذهن او پدیدار شد روی یک کاغذ بنویسد این کار می تواند بین 5 تا10 دقیقه طول کشد
در ضمن این را بگویم تمرکز بدون هدف اصلا جواب نمی دهد وباید هدف خود را معیین کنید و سخت بروی ان متمرکز شوید
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 13:32  توسط حیدر   | 

این هم کد فال نامه حیدر می توانید ان را در داخل سایت یا وبلاگ خود بگزارید فقط منبع آن را ذکر کنید
http://hipnotizmhp3.blogfa.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 18:59  توسط حیدر   | 

من برنده ام

چون در دل تاریکشبهای ناامیدی

من به یک ستاره روشن فکر می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 23:2  توسط حیدر   | 

اموزش گام به گام خود هیپنوتیزم

قسمت دوم  ::   عمیق تر کردن خواب مصنوعی
پس از ریلکس کردن بدن خود به خود در حالت ارامش فرو خواهد رفت و هیپنوتیزم به وجود خواهد امد
از کجا بدونیم که ایا هیپنوتیزم شده ایم یا نه ودر چه مرحله از هیپنوتیزم هستیم  نخست اینکه هیپنوتیزم به هفت مرحله
تقسیم می شود دربرنامهای دیگر بیشتر دراین مورد صحبت می کنیم  مرحله اول که گفتیم از کجا بدونیم که در خواب مصنوعی هستیم یا نه
در این حالت که ارام هستیم نزدیک به پنج دقیقه ای به صدای نفس خود یا صدای تپش قلب گوش میکنیم در واقع این برای ان است که فمر متمرکز شود
سپس فکر خود را به دست راست میدیم و به ان تلقین می کنیم که یواش یواش داره سبک وسبک تر میشه در این لحظه احساس دست شما داره سبک
میشه و هیچ وزنی نداره و داره از زمین بلند میشه   تلقین باید به این طریق ده بار تکرار بشه {دست من سبک و سبکتر میشه وهیچ وزنی نداره }
پس از این که دست شما از زمین بلند شد به این طریق به خود تلقین میکنی {دست من داره میچرخد نمی توانم ان را کنترل کنم مگر با اراده خودم}
هر یک از تلقین ها را ده بار تکرار میکنید   اگر به این مرحله رسیدسد معلوم میشه که درکلاس اول یا همان مر حله اول هیپنو تیزم هستید
برای بید ار شدن در این حالت بهتر است این تلقینها را به خود بکنید {دست من کم کم داره بحالت عادی با ز میگردد :من همیشه سلامت شاد و سر حال هستم :هیپنو تیزم من در اینده
عمیق و عمیق تر خواهد بود تا پنج شماره میشمارم و به حالت عادی خود بر میگردم }تا پنج می شماری وسپس شاداب و خحندان از حالت خود
  هیپنو تیزم خارج مشوی چنتا نفس عمیق می کشی سپس به دنیای هستی سلام مکنی  موفق باشین :
در اینده درباره مراحل هیپنو تیزم وهیپنو تیزم کردن دیگران صحبت خواهم کرد

نوشته شده تو سط عباس ف درتا ریخ 31/6/84

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 6:21  توسط حیدر   | 

اموزش گام به گام خود هیپنو تیزم

  1. کلید شگفت انگیز کنترل بدن 

    لطفا کسانی که اعتقا د دارند با این متن همگام شوند هیپنوتیزم روشی است برای استفاده از تسهیلات ذهن به منظو ر غلبه بر جسم وروان روشی است در جهت خود کنترلی برای
    نیل به هدف .
      نقطه نخست :رفتن به حمام و دوش گرفتن با اب خنک : خاصیت اراده را قوی میکند ذهن را ارام میکند وتمامی افکار مخدوش را از کار می اندازه سپس در محیطی کاملا بی سروصدا
    بر روی زمین دراز بکشید کاملا راحت لباسی راحت بر تن داشته باشی مواضب باشی زیر شما کاملا تخت باشد :
    اگر به هیپنوتیزم تازه اشنا شده ای انتظار معجز ه نداشته باشی باید با تمرین مادام وتلقین به خود برای پیشرفت هرچه بیشتر ادامه بدهید:
     حالا که راحت  بر روی زمین دراز کشیده ای تمامی فکرتوتو بر روی بدن خود متمرکز کنید لطفا چند نفس عمیق بکشید به این ترتیب از راه بینی نفس رابدهید تو  واز راه دهن باز دم کنیداحساس کنید تمامی ماهیچه های بدنتان دارند ارام ارام شل ورها میشوند
    سپس فکر خود را به نوک انگشتان پای راست خوددهید احساس کنید که دارندشل میشوند همین طور کف پا تا مچ پا انوقت به ساق پا سپس زانو را تا به کشاله ران میرسید ادامه دهید
     
     همین طور پای چپ را تا به کمر خود میرسی اطمینان حاصل کنید که هردو پای شما کاملا راحت بر روی زمین افتاده حالا دو تا نفس عمیق بکشید     
     
    الگوی شماره دو ::وقتی از شل شدن پاهای خود اطمینان حاصل کردید فکر خود را به شکم دهید تمامی رودهای داخل شکم را شل کنید
    سپس پشت تا به سر سینه میرسی حالا فکر خود را به قلب خود دهید احساس کنید قلب شما کاملا سالم  است وخوب داره کار میکنه شل ورها کنید
    سپس روی شانه ها متمر کز شوید مواظب باشی کف دستهای شما که در کنا ر بدنتان افتاده روبه اسمان باشد
    فکر خود را روی بازوی دست راست متمرکز کنید همین طور ساعد تا به مچ دست می رسی و انگشتا نتان 
    ادامه دهید دست چپ خود را بعد گردن  حالا باز یک نفس عمیق بکشید در حالی که نفس می کشی احساس کنید ارام وارام تر می شوید
    ادمه دهید صورت خودرا و زبان  مواظب باشی دهانتان باید یک کم باز باشه دندانهاتان از هم فاصله داشته باش
    به پلک چشمان خود می رسیم شل ورها کنید تا فرق سر::::


برای نتایج ارزشمند تر و پر دوام تر الگو را نظی انچه ذکر شد را به ذهن خود ببرید تا ذهن شما عکس العمل مطلو ب را نشان دهد
باید انقد ر این کارانجام دهید تا انعکاس شرطی ارتباطی بدون اتکا به تفکر حاصل شود :

هنگامی که هیپنو تیزم به وجود امد و در ان حالات ارامش خواسته شد ارامش به طور خود کار به شرطی که ترسی وجود نداشته باشه پدید می اید
پس از بوجود اوردن خود هیپنو تیزم برای تقویت هر نوع مریضی یا هر یک از اعضاء بدن می توانید نظر دهید و به یکایک سوءالهای شما پاسخ داده خواهد شد 


   نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ
29/6/84    
11:30

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 20:38  توسط حیدر   | 

قسمت دوم:


4.از افرلد منفی دوری کنید:
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی،عصبانیت یانا امنی میکنید اجتناب کنید
واز کسانی که محبت های دریافتی را بدون پاسخ می کذارند یا دائما از شما انتقاد میکنندیا شما را تحت فشا ر روانی قرار می دهند صریحا از انها بخواهید شما را رها نمایند.
5.مثبت فکر کنیدسعی کنید از حداقل توانایی هایتان استفاده کنید و به خود اعتماد کنیداز شکست هایتان درس بیاموزید مغلوب شکستتان نشویدنقش مثبتی داشته باشید در باره علاقه خود مطالعه و علایق جدید را امتحان کنید.
6.ورزش:
تمرینات کششی یوگا برای تخفیف فشار روانی بسیار مناسبنددر روز حداقل مقداری پیاده روی برای تغییر روحیه لازم است برای جلوگیری از افسردگی کمی نرمش یا ورزش سبک لازم است
7. بخشی از اوقاتتان را تنها بگزرانید
همیشه کمی از وقت خود را صرف فکر کردن در باره خود یا گوش دادن به موسقی ارام در تنهای یا در بیرون از منزل برای لذت بردن از طبیعت بگزرانید
8.کمک به دیگران و استفاده از کمک دیگران
کمک بلا عوض به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ مادی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 18:6  توسط حیدر   | 

10کلید برای تقویت روحیه


1.خود را بشناسید
2.به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد کنید
3. بیش از حد توانتان کار نکنید
4.از افراد منفی دوری کنید
5. مثبت فکر کنید
6.ورزش
7.بخشی از اوقات را تنها بگذرانید
8. به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند
9.ارتباطات و مراودات
10.موقع احتیاج کمک بطلبید
توضیحات
1.خود شناسی
اهداف و احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با ارامش با انها برخورد نمایید.خواه از طریق مطالعه ،خواه از طریق اندیشیدن و تفکر ،سعی کنید بعضی راه هایی که باعث شناخت شما از خود و این که چه چیزهایی شما را خوشحال می کند ،پیدا کنید .
2.ارزش دادن به خود
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کنید رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید،برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید.برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست .بنابر این خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذاریدتا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
3.کار نکردن بیش از حد توانتان
همه ی ما با سخت کوشی ،خواهان تامین امنیت خانواده مان هستیم اما مهم این است که تعادل را در زندگی حفظ کنیم.معمولا ان چه از نظر مالی دنبال می کنیم ،با انچه تحقق میابد یکسان نیست.اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است،بهتر است در تعیین اولویت ها باز نگری کنید.سعی کنید برای برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگیش این توازن ایجاد کرده بیاموزید یا این که با خانواده یا دوستانتان راجع به تاثیرات شغلیتان بر روی انها صحبت کنید.
ادامه مطالب را جلسه بعد توضیح می دهم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 22:7  توسط حیدر   | 

ضمیر ناخوداگاه انسان

وقتی از ضمیر ناخود اگاه و قدرت های بازسازی ان بحث می کنیم نیازی به کمک گیری از جسم مادی نداریم . زیرا قدرت های  اداره کننده حیات جسم مادی دراصل
این دو عنصر هستند و کسی نباید این قدرتها ی روحی وجسمی خود را دست کم بگیرد وبه انها توجهی نکند
ایا میدانید افرا دی در این دنیا وجود دارند که به سادگی قادرهستند نبض و قلب خود راتا مدت زمان معین ومشخصی ازحرکت باز میدارند وانها را متوقف کنند؟
ایا میدانید که برخی از افراد میتوانند شیئی را از زمین  بدون دخالت مستقیم مادی دست بلند کنند ؟
ایا میدانید بعضی از افراد خوابهایی را که در شب میبینند فردای ان روز عین ما وقعی که در خواب دیده اند به وقوع می پیوندند ؟
هزاران نمونه دیگر از این حالتها که برخی از افراد می توانند با استفادهاز نیروهای روحی خود انجام دهند  دراین جهان پهناور افرادی وجود دارند به طورجسته وگریخته از این
نیرو با خبر هستند
ایا تا به حال در این اندیشه بوده اید که بچه علت این نیروها در بدن برخی از افراد بشربه طور وفور وجوددارند و عده ا ی از وجود این قدرتها محروم هستند در صور تی
این دو گروه دارای جسم مادی مشابه یکدیگرمی باشند ؟
برای دست یابی به پاسخ این  سوئالات اگر کسی که طالب شناخت نیروهای ذاتی خویش است از خود بپرسد ودرصدد جواب علمی ان بر اید پس از خود شناسی او می تواند به اکثرانهادست یابد
زیرا خداوند سبحان تمام بشر رادر خلقت یکسان افریده و با افرینش هر فرد روح وتن پوش و جسم مادی را به وی عنایت فرموده تا افراد به نسبت اعمال حرکت  استعدادوفهم شعوروعقل ودرک
خویش از انها بهرمند شود عده ای ضمن شناخت ماده درصددشناخت معنویات بر میایند و گروهی درزندگی هیچ ارزشی برای ماده قائل نمی شوند به دنبال شناخت حقایق حیات می گردند
شنا خت قدرتهای نهان وذاتی ارتباط چندانی به مطالعات کلا سیک کسی ندارد واگاهی از ذات مربوت به شناختها ست کما اینکه در جوامع خود افرادی بی سواد مشاهده می کنیم
که دارای قدرت های فراوان و ناشناخته ای هستند و حتی گاهی فرد بی سوادی شروع به شعر گفتن می کند که دهان تمام استادان ادبیات از تعجب باز می ماند یا اینکه برخی از افراد
بی سواد از حقایقی پرده بر می دارند که تمام دانشمندان جهان دور هم جمع شوند نمی توانند علت وچگونگی به وجود امدن ان را بیان کنند این عدم توانایها برای یافتن پاسخهای علمی
به این علت است که علم محیط نمی تواند جوابگوی حالات و اتفاقات روحی و قدرتهای نهان باشد و این علم جهان خاکی هنوز به نقطه اوج وپایانی خود نرسیده که تمام اطلاعات
را بطور مطلق  در بر گیرد چنانجه روزی بشر به این مرحله تکامل دست یابد به شناختهای فراوانی نا یل مشود

 

 

      نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 1384/6/5  
       

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 21:49  توسط حیدر   | 

تمرکز قوای فکری

شما تا به حال دیده اید وقبی که گربه ای در کمین موش مینشیند چه وضع و حالتی به خود میگیرد ،گوشهای خود را تیز می کند ،چشمهایش را گشاد وگرد میکند و بدون مژه زدن مراقب سوراخ موش میشود.
گربه در چنین حالتی به هیچ چیز فکر نمی کند مگر فقط به هدفش البته ،اگر قبول کنیم که گربه قدرت فکر کردن دارد .
شما هم اگر هنگام مطالعه یا انجام کاری فکرتان فقط متوجه ان کار یا ان مطالعه باشد می گوییم دارای تمرکز فکر هستیدولی اگر هنگام مطالعه فکرتان به جای دیگر میرود میگویم تشتت فکر دارید. تمرکز فکر یعنی جمع کردن فکر بروی یک نقطه یا به روی یک موضوع،شما وقتی شطرنج بازی میکنید و تمام فکرتان متوجهبازی شطرنج است ، می گوییم تمرکز فکر دارید.
تشتت فکر:
تشتت فکر یعنی پراکندگی فکر،مثلاُ وقتی کتب درسی خود را مطالعه میکنید ولی فکرتان به دنبال موضوع  و جای دیگر می رود و مطلب کتاب را نمی فهمید ، می گوییم تشتت فکر دارید یعنی قادر نیستید فکر خودتان را جمع کنید.
تمر کز فکر ارشمیدس:
کمتر کسی هست راز مرگ ارشمیدس ریاضیدان بزگ را نداند. سپاهیان روم با کشتی های جنگی خود به سواحل شهر نزدیک شده بودند.ارشمیدس بکمک نبوغ ریاضی خودمنجنیق های ساخته بود که این منجنیقها با پرتاب سنگهای بزرگ تعدادی از کشتی های دشمن را غرق کردوحملات انها را به عقب انداخت.
ارشمیدس در اتاق خود مشغول حل مسائل ریاضی بود که سربازان دشمن شهر را تصرف کردند ،فرمانده سپا هیان به سربازان دستور داده بود هر کجا ارشمیدس را پیدا کردند اورازنده به نزد وی اورند.
عده ای از سربازان به خانه او ریختندچون اورا نمی شناختند از او اسمش را پرسیدند ارشمیدس مشغول حل مسائل ریاضی بود و جونان فکرش متمرکز بود که متوجه ورود سربازان به خانه نشدو پاسخ انها را هم نداد زیرا اصلاُ صدای انها را نشنیده بود سربازان دوباره سوال کردند ولی جز بی اعتنایی وسکوت جوابی نشنیدند لذا عصبانی شده وبا وارد کردن شمشیری به گردنش،شرش را از تنش جدا کردند.
از رویداد فوق متوجه می شویمیا نتیجه می گیریم:
1:می توان گفت تمرکز فکر یعنی انسان با تمام قوای جسمی و روانی خود متوجه یک مطلب ویا مسئله یا نکته بشود.
2:برخی از دانشمندان علم هیپنوتیزم معتقدند،که هیپنوتیزم چیزی جز تمرکز فکر شدید نیست، ودر  چنین حالتی نه شخص می شنود ونه می بیند ونه احساس درد میکند ، پس بنابر این عقیده ،ارشمیدس در حال "خود هیپنوتیزم" بوده زیرا نه سربازان را دیده نه صدای انها را شنیده ونه هنگامی که ضربه شمشیر بر گردن اوفرو اومده احساس درد کرده ونه از کشته شدن خویش خبردار شده است. 
                                           منبع:کابوک
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 4:10  توسط حیدر   | 

نظر یک خواننده عزیز

فقط باید بگویم چون که فونت فارسی نداشتم قادر به خواندن ایمیلهای فارسی نبودم اما بعد از مدتها بالاخره این لیمیل را خواندم حالا اینم نظر حواننده عزیز:

 

سلام دوست عزیز خسته نباشی . از ایمیلی که برایم زده بودید نهایت تشکر را دارم و خوشحال نیز هستم که میخواهیم یه وبلاگ باحال و ارزنده برای استفاده کنندگان عزیز کشورمان داشته باشیم عزیز در این همکاری اگر من اشتباهی داشتم یا چیزی گفتم که به شما برخورد از من دلخور نشوید چرا که من تا جایی که میتوانم واقعیتها را خواهم گفت.

اولا باید مطلبی را برای شما دوست و همراه عزیز روشن کنم و آن اینست که شما در بخشخود هیپنوتیزم نوشته اید که پرانا مانند یک معجون است که یک زره از ان برای ساعتها تنفس کافیست در حالی که این مطلب را از هر منبعی گرفته باشید من درآوردی بوده و غیر صحیح است چرا که پرانا در همه جای هستی وجود دارد و انسانهای عادی آن را از طریق تنفس به بدن خود وارد میکنند لذا اگر انسان خود را بشناسد و بتواند جسم خویش را با اراده خویش یعنی تسلط بر نفس رقیق گرداند پرا نا را حتی میتواند از پاشنه های پاهای خویش جذب کند و در این رابطه من استادی داشتم که در یکی از جلساتش به من گفت روزی یک مرتاض هندی را زیر خاک مدفون میکنند بعد از چند سال او را بیرون می آورند چیزی را که دیدند غیر قابل تصور و برخلاف مردم و همچنین نظریات مختلف آنها قبل از در آوردن مرتاض به بیرون از خاک بود وقتی او را بیرون آوردند او بسیار لاغر شده بود ولی زنده بود وقتی راز این اصل یعنی زنده ماندن را از او پرسیدند چنین جواب داد : پرانا در همه جا حتی خاک وجود دارد این ماییم که باید طرز صحیح جذب آن را بیاموزیم و همچنین گفت من میتوانستم پرا نا را نتنها از خاک بلکه از کل جهان با تمامی قسمتهای بدن خویش جذب کنم بهمین دلیل زنده ام پس حالا فکر میکنم خوب متوجه شده باشید که پرانا چگونه است اگر امکان داشته باشد این قسمت وبلاگ را درست کنید یا عوض کنید

درباره هیپنوتیزم باید طوری مطلب را بیاورید که از ابتدا شروع به آموزش افراد مبتدی کند در حالی که شما نوشته اید این قسمت مربوط به کسانی است که حد اقل اطلاعاتی در باره هیپنوتیزم دارند لذا از طرفی تمریناتی که در هم ادغام نموده اید زیاد باهم همخوانی ندارند همچنین نوشته اید که تیک تاک ساعت آرامش را بر هم میزند در حالی که اگر شخص افکار خویش را درست روی همان تیک و تاک ساعت معطوف کند بسیار راحتتر و زودتر جریان افکارش را از بیرون قطع کرده و آرامش که همان تمرکز باشد میرسد شما باید چنین بیان کنید که چیزهایی که افکارتان را برهم میریزند یا از آنها ناراحت میشوید آنها را از خود دور کرده یا خود از آنها بدور باشید همچنین باید در اتاقی باشید که احساس هیجان یا ترس و از این قبیل احساسها نداشته باشید لذا اتاق تمرین باید بگونه ای باشد که شما در درون خود احساس آرامش کرده یا متوجه چیزی نشوید.

اولین توضیحی که باید برای مردم عزیز داده شود این است که هیپنوتیزم به مرحله های مختلف در رده های مختلف تقسیم میشود اولین قدم این است :

هیپنوتیزم

هیپنوتیزم( انسانی) دونوع است:

در یکی شخص خود را هیپنوتیزم میکند که خود هیپنوتیزم نامیده میشود

در دیگری فرد شخص یا اشخاص دیگر را هیپنوتیزم میکند که دگر هیپنوتیزم گفته میشود

اینجا ما اولین مرحله یعنی خود هیپنوتیزم را با راههای آسان و تمرینات راحت و موثر را برای شما تو ضیح خواهیم داد و برای درک بهتر مطالب توضیحات لازمه آن قسمت  را در داخل پارانتز برای شما عزیزان خواهیم داد

مرحله اول: هیپنوتیزم چیست و چه چیزهایی میتوانند در آن تاثیر گذاشته و آن را تضعیف یا تشدید کنند ؟

خود کلمه هیپنوتیزم در حدود صدوشصت سال پیش بوسیله یک انگلیسی به نام جیمز برید وضع گردید که این کلمه را جایگزین کلمه خواب مغناطیسی یا همان مانیتیزم کرده بود در حالی که ایندو کاملا متفاوتند لذا من تفاوت این دو را برایتان تو ضیح میدهم:

 خواب مغناطیسی از تمرکز فکر ولی با خستگی شدید عصبی طوری که انسان قوه استدلال را تا حد بسیار قوی از دست دهد بوجود می آید و همین عمل را مانیتیزم مینامند از طرفی برای وارد شدن به حالت هیپنوتیزم باید انسان آرامش کامل داشته و بر خویش (اعصاب خویش) مسلط باشد و اینکار نیز با تمرکز فکر حاصل میگردد

{حال این گفته هایم را نیز برایتان اثبات میکنم اولا بعد متافیزیکی یا روانی انسان بر بعد فیزیکی یا همان جسمانی او تسلط دارد باز خود این مسئله را باید روشن کنم که وقتی ما به خودمان چیزی را تلقین میکنیم از آن تلقین تاثیر میپذیریم یعنی جسم از روان یا همان بعد فیزیکی از بعد متا فیزیکی پایینتر بوده و تلقین میپذیرد ثانیا برای خود تلقین کردن باید انسان بر افکار خویش مسلط باشد (تمرکز فکر) تا بتواند آن را رام خود گرداند بعد از اینکه افکار رام شدند انسان به آرامش خاصی دست میابد در چنین حالتی هیچ اثری از حالتهایی مثل هیجانزدگی در انسان وجود ندارند تا بتوانند افکار انسان را مغشوش کرده و چون فکر جنسی از متافیزیک است اگر مغشوش باشد اعصاب نیز مغشوش شده و خستگی اعصاب بوجود می آید در چنین حالی که بعد روانی انسان مغشوش است و همچنین این بعد بر بعد جسمانی تسلط دارد چگونه میتواند جسم را در آرامش قرار داد پس حالا متوجه شدید که هیپنوتیزم چیست و همچنین برای رسیدن به آن آرامش فکری سپس جسمی لازم است البته این آرامش فکری و جسمی نیز از یکدیگر تاثیر میپذیرند چرا که اگر جسم ناراحت باشد فکر مغشوش میشود و اگر فکر مغشوش باشد چگونه میتوان جسم را در آرامش یافت .}

ادامه دارد.....................

نویسنده : استاد ابراهیم مقدسی _ ارومیه

اگر هر سئوال یا ابهامی در مورد مطالب بنده داشتید برایم ایمل بزنید تا توضیح کامل با اثبات را برایتان در مطالب بعدی ارائه دهم و همه دوستان نیز از این مطالب بهره مند شوند

آدرس ایمیل : ebrahimmogadasi@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 23:13  توسط حیدر   | 

سلام دوستان اینم فالنامه من و لینکستان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 14:21  توسط حیدر   | 

رنگ درمانی

در سال 1930 یک هندی به نام دنیشاه قاضی علی در روزنامه ها اگهی کرد که هر نوع بیماری  از سرطان گرفته تا کمر درد را با تابیدن
نور به بیمار معالجه خواهد  کرد انجمن امریکا یی طب او را شار لاتان خواند و با کمک قانون از کار او جلوگیری کرد
اما اعتقاد به تا ثیر رنگها در امریکا از میان نرفت طبق  شواهدی که از مصر به دست امده بیماران را با نورهای رنگی معالجه میکردند
طبیبان هندی رنگ را به اندازه هوابرای ضروری می دانستند رنگ درمانگرها مدعی هستند که رنگ ها قادربه مداوای بیماریها هستند
حتی رنگ غذا ها رنگ پوشاک واشیا خانه تاثیر مهمی در سلامتی دارد  دراینجا من به چند رنگ که نقش مهمی در تسکین دردها در
بعضی از اعضای بدن تاثیر دارند اشاره میکنم :بنفش :گفته میشود بر روی مغز و روح اثر میگذارد درمان سر درد  و اشفتگی ها ی مغزی
و منثریت است
نبلی: این رنگ در معالجه اختلالت شنوایی وبویایی مفید است وبه معالجه اب مروارید نیز کمک میکند
ابی:رنگ منطقهگردن است در گلو درد اختلالت تارهای صوتی  گواتروگرفتگی سینه نقش بهبود دهنده ایفا میکند
سبز:سبز به میانی ستون فقرات مربوط است وبرروی گردش خون اثر میگذارد همچنین برنارحتیهای قلبی وفشار خون وزخم معده سرطان
دردهای اعصاب اثر می گذارد
زرد :برای معالجه معده درد و نارحتیهای پوست مناسب است
نارنجی :برای ضعف وبیحالی اسم  وتنگی نفس مورد استفاده قرار می گیرد


نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 23/5/84 ساعت 10:35

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:15  توسط حیدر   | 

عملیات فوقلعاده فقیران هندی


تعریف     فقیر هندی کسی است که از جها ن گذشته و نیروی خارقلعاده دارد ولی   نیروی خود رابرای کسب مال بکار نمیبرد فقییر
غالبا بیرون شهر در کلبه مخصوصی بسر میبرد وتن خود را با کهنه  پارها می پوشند  و ریش خود را رها میکنند که به وضوع عجیبی
بلند شود وهمیشه تنها زندگی میکندوزن فرزندی ندارن و بندرد اشخاص را در کلبه خود می پذ  یرند مرتاض  اینکه ضرف ابی را که نیم متر
قطر  انست اورده واز چند نفر خواهش میکند که انرا بین انگشت سبابه وشست نگاه دارند پس از نیمساعت بلکه کمتر مفقود میشود در
صورتیکه دست حضار بر ان بوده وانرا نگهداشته   بعضی از مرتاضین بقوت اراده خود شخصی را از زمین بلند میکنند ومدتی در هوا نگه می دارند
همچنین قادرند که قوه نامیه نباتات را بیفزاید نموی را که در ظرف چند ماه باید برای نباتی حاصل شود در چند ساعت به او بدهند برای
این کار تخم نباتی را قدری رطوبت داده در ظرفی میگذارد و بفقیر مرتاض میدهد مرتاض دو دست خود را روی ان میگذارد بزودی حالت
اغما برای او حاصل می شود پس از دو ساعت بوته ای به ارتفاع ده بیست سانتی روید  در موقع تغیر حال دستهای مرتاض پیوسته روی
ظرف وچشمان باز متو جه ان است  یک مرتاض دیگری طناب نازکی اورده یکسر ان را بدست چپ گرفته وسر دیگر را بهوا انداخت
طناب بر خلاف تمام قوانین فیزیکی درهوا معلق و اویخته ماند مثل میله اهنی به زمین نصب شده باشد انوقت مرتاض دست به ان زده وبالا
رفته تا جای که بکلی از چشم تماشاچیان نا پدید شد

 

 

نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 84/5/15

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 9:16  توسط حیدر   | 

مژده مژده!


سلام دوستان قبل از اینکه بخواهم مژده خودم را بدم باید بگویم که از دوستانی که در کشور های دیگر مثل آلمان ،فنلاند،یونان ،ترکیه،امریکاو... به این وبلاگ سر میزنند بلید تشکر کنم واگر در باره چیزی که می خواهید نظر بدیدممنون میشم دوستان مژده من برای شما اینست که من سی دی خود هیپنوتیزم (یا آرامش روان)را با صدای استاد عزیز عباس ف تهیه کردم وتا چند روز دیگر همینجا برای دانلود میگزارم البته به این شرط که تعداد نظرها فقط 30تا شود
عزیزان این وبلاگ که توسط گروهhp3نوشته میشود هر بار با مطالب جدید وناب در خدمت شماست فقط اگر مارا از نطرات خود بی بهره نکنید تا ما هم بتوانیم با جدیت
تمامتر کاررا دنبال کنیم موفق و کامیاب باشید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 21:56  توسط حیدر   | 

هیپنوتیزم چیست


هپنوتیزم مشتق از لفظ یونانی(هپنوز)وبه معنی خواب است هیپنوتیزم در عرف عام به حالت جذبه یا خلسه واطاعت محض اطلاق است
اما در حقیقت هیپنوتیزم علم ومهارتیست که با استفاده از ان میتوان در انسان وحیوان نفوذ کرد اینکه هپنوتیزم را روش ایجاد خواب مصنوعی تعریف
 کرده اند از جهتی درست است به این معنی که حالتی را بطور ارادی ومصنوعی می توان در خود یا فرد دیگری ایجاد کرد که شبیه به خواب یا خلصه است
سازنده کلمه هیپنوتیزم
نخستین بار در سال 1842میلادی یک جراح انگلیسی به نام جیمز برید در سخندانی خود به کار برد بنابراین میتوان گفت که تاریخ
هیپنوتیزم از سال1842با جیمز اغاز شد


                                                 تو مباش اصل کمال این است وبس
                        تو زخود گم شو وصال این است وبس

نوشته شده توسط عباس ف 84//5/11

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 13:53  توسط حیدر   | 

مصاحبه با جنگیر


سلام دوستان مصاحبه با جنگیر
حیدر: سلام
1- ارتباط اجنه با انسان چگونه هست ؟می توان آنها را دید؟
^!^:انسانهای معمولی جنها را نمی بینند ولی عده از بیماران انها را می بینند
حیدر: خودتان چی آنها را می بینید ؟
^!^: خودم نه ولی مریض های من انها را می بینند چون انسان سالم انها را نمی بینند
حیدر:پس چطوری با انها حرف میزنید؟
^!^:من از طریق بیمارها با انها ارتباط برقرار می کنم
حیدر: آیا مکان خاصی برای زندگی دارند و یا فقط در زمین زندگی میکنند ؟
^!^:جنها در همه جا هستند
 حیدر:با توجه به اینکه نامرئی هستند چگونه خود را از خطرات زمینی ( مثل تصادف و برخورد با اناسن و غیره ) خود را حفظ میکنند ؟
^!^:انها از هر چیز وهر مانع رد میشوندفقط جایی که اسم اعظم باشد نمی توانند عبور کنند
 حیدر:چگونه میتوان با آنها ارتباط دوستانه برقرار کرد و دوست شد ؟
^!^:با ایات اعظم
حیدر:راسته انها از سوزن می ترسند؟

^!^:نه
حیدر:جنها با چه زبانی حرف میزنند؟
^!^:با همه زبانها فارسی عربی انگلیسی و.....
حیدر:از چه بوجود امدند؟
آتش
حیدر:ایا عکسهای که گرفتند دیدید نظرتون چیه؟
^!^:نمتوان از جن عکس گرفت
حیدر: جنها پاهای سم دار دارند
^!^:نه  مثل پای انسان است فقط پرده دارند
حیدر:چند نوع جن داریم
^!^:می گن هفتاد طایفه هستند
حیدر:عروسی می کنند
^!^:بله هم عروسی هم عزا دارند
حیدر:درباره اینده وگذشته خبر دارند
^!^:درباره اینده نه ولی از گذشته خبر دارند ولی چیزی نمی گویند
متاسفانه حاضر به ادامه گفتگو نشدو ادامه سوالهای ما را بی جواب گذاشت امیدوارم تا اینجا مورد استفاده  قرار گرفته باشد

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 21:41  توسط حیدر   | 

گفتگو با جن گیر

سلام دوستان  قرار گفتگو با جن گیر روز جمعه شد اگر سوالاتی دیگری دارید مطرح کنید من نتیجه گفتگو را ساعت 11 همان شب می نویسم
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 22:48  توسط حیدر   | 

بعد چهارم

یک مثال برای بعد چهارم
در بعد چهارم می توان گفت یک دیوار هم وجود دارد هم ندارد یعنی دیوار را میتوان دید اما خیلی ساده هم می توان از ان عبور کرد بنظر شما در بعد چهارم میتوان مسافترا به حساب اورد یعنی مثلادر خواب ما در یک زمان می توانیم در دو مکان باشیم !بهتره تفره نریم اما مثال بعد چهارم :
برای بهتر فهمیدن اول ما باید خودمان را جای یک بعدی ها دو ،سه وچهار بعدی ها بگذاریم یعنی اگر ما تک بعدی باشیم فقط یک نقطه را می بینیم ولی اگر دو بعدی همه چیز را فقط دارای طول و عرض می دیدیم ولی ما انسانها همه چیز را سه بعدی میبینیم حال اگر ما در بعد دو باشیم و یک کره از بعد سه وارد سرزمین ما شودودوبارهاز طرف دیگر خارج شود چه اتفاقی می افتد ! درست است ما ابتدا یک نقطه را می بینیم سپس ان نقطه شروع به بزرگ شدن میکند تااینکه یک دایره بزرگ شده ودوباره شروع به کوچک شدن می کند تا به یک نقطه برسد ومحو شود حالا تصور کنید ما در بعد سوم ،همچین چیزی در بعد چهارم به سراغمان  بیاید چه می بینیم!؟.............
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 18:5  توسط حیدر   | 

خود هیپنوتیزم

قسمت دوم
تنفس پراناوراز پرانا:
یکی از راههای اصلی خود هیپنوتیزم تنفس پرانا است راز پرانا را هندیها چند هزار سال پیشبه شاگردان خود می اموختند تا اراده انها قوی ومحکم شودو همچنین انها معتقدند که پرانادر هوا وجود دارد ودرون هوای است که ما انرا تنفس می کنیم ولی این پرانا روح وجوهر هواست بهعنوان مثال کسی که ساعتها بدون هوا خود را در زیر خاک مدفون میکند ودو باره زنده بر می خیزدتنها چیزی که باعث زنده ماندن او می باشد همان پرانا می باشد چون پرانا مانند یک معجون است که یک زره از ان برای ساعتها تنفس کافیست
حالا این پرانا را چگونه به دست اورد ما باید حداقل روزی دو بار تنفس پرانایی داشته باشیم بدین صورت هر بار حدود 20دقیقه ما فکرمان روی پرانای هوا تمرکز میدهیم و با هر دم ان را داخل بدن میکشیم وبعد از نیرو دادن به بدن و جذب ناراحتیهای بدن بازدم خود را بیرون میدهیماین حالت را تا 20دقیقه ادامه دهید...... ادامه دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 18:4  توسط حیدر   | 

انواع طلسم

قسمت دوم:
طلسم استخوان گربه سیاه
در کشور فلوریدا طلسم نویسان معتقدند در بدن گربه سیاه استخوانی قرار دارد که اگر هر کس به دست اورد غیب شود خاصیت دیگر اینکه عشق کمشده  ومعشوق را باز گرداند

طلسم روبا و خرگوش
در روستاهای اطراف کردستان روایت است اگر بر سر راه کسی روباه رد شد برای او خوش یومی می اورد ولی خرگوش را مظهر بیچارگی می دانند و می گویند رد شدن خر گوش بر سر راه مسافر بد یومی میارد

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 21:11  توسط حیدر   | 

قرار مصاحبه با یک جن گیر

دوستان عزیز من تا چند روز دیگر با یک جن گیر 80 ساله قرار ملاقات دارم و قرار است با او مصاحبه کنم لگر شما هم سوالی دارید برام بفرستید تا از او بپرسم و نتیجه مصاحبه را هم برایتان در اینجا قرار میدهم

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 21:10  توسط حیدر   | 

درباره وبلاگ هیپنوتیزم

سلام خدمت دوست خوب ومهربانم عزیزم دنیای متافیزیک و هیپنوتیزم انطوری که می گی اسان نیست با انکه سخت هم نیست ولی بدان مطا لبی که می خواهی بنویس ننویسی بهتره چون یک واقعیت وجود دادر ادم بدون استاد و مربی به سر کو چه خودشان هم نمی رسد چه برسد به دنیای دوم و تماس با اراواح همان بهتر که ادامه ندیدی و در صورت امکان بیو گرافی خودتان را هم درجه نماید تا بدانیم به چه فعلیتی مالک هستید مهربان بمان دوستدار شما راهب

 

دوست عزیزم اقای بهنام باید بگویم نظر شما کاملا درست ومتین است وقابل احترام ولی باید عرض کنم که هدف من فقط جهت  آشنایی دوستان بااین فن است و من تا حدودی در این ضمینه دوستان را اگر ما را لایق بدونند راهنمایی می کنیم وادامه کار را به عهده اساتید محترم می گذاریم اما این جمله مشهور را باید عرض کنم خواستن توانستن است و باید بگویم خودم علاقه به تله پاتی دارم وبرای اینکار نیاز دانستم  که خود هیپنوتیزم را یاد بگیرم باور کنید من در جلسه دوم خود هیپنوتیزم توانستم به خواب مصنوعی فرو روم ودر مراحل بعد بدون استاد تا مرحله سوم و... رفتم و قصد من فقط آرامش روح وجسم بود که به ان هم رسیدم والان خیلی راحت بر امیل وغرایز خودم چیره میشوم تا جایی که احساس می کنم کنترل جسمم در دست خودم است  وفرمان تنظیم وزن بدن وشادبی ان و... در دست خودم است دوست عزیز ما نباید همه چیز را سخت بگیریم همانطور که میدانی همه ما دارای این نیرو ی خدا دادی هستیم ولی بیشتر ما ان را فراموش کردیم پس کسانی باید پیدا شوند واین را به گوش همگان تذکر دهند

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 21:9  توسط حیدر   | 

آموزش خود هپنوتیزم، فرافکنی روح ،وسفر روح،چار،گفتگو با جن گیر ،تله پاتی،انواع طلسمها

سلام دوستان

بزودی هر یک از موارد"آموزش خود هپنوتیزم، فرافکنی روح ،وسفر روح،چار،گفتگو با جن گیر ،تله پاتی،انواع طلسمها"را برای شما دوستان به صورت کاملا ساده آموزش
میدهم باید اعتراف کنم من این وبلاگ را فقط به خاطر علاقه وارزش کار هیپنوتیزم باز کردم واز دوستانی که به اینگونه  اموزشها علاقه دارند خواهش می کنم که نظر خود را در مورد هر مطلب بنویسند ویا اگر دوست دارند در مورد مطلب بخصوصی اموزش دهم  برام ایمیل بزنیدواما امروز می خواهم از اموزش خود هپنوتیزم شروع کنم
قسمت اول:
البته این قسمت مروبط به کسانی است که حداقل اطلاعاتی در باره هیپنوتیزم دارند
دوستان برای اینکه در خود هیپنوتیزم نتیجه بگیردباید نکات زیر را رعایت کنید:
اولا محل ساکت وامن یعنی جایی که از سر وصدا هیچ خبری نباشد و حتی اگر تیک تاک ساعت ارامش شما را برهم میزند باید به وسیله یک موسقی ارام ویکنواخت محیط را آرام ودلپذیر کرد
2:نوراطاق: همیشه سعی کنید اطاق نیمه تاریک یا از نور ضعیف ابی ویا سبز  استفاده شود
3آمادگی فکری وروانی:
4:نیمه گرسنه بودن:
و بالا خره  حفظ ده نکته جادویی
1.تنفس پرانا
2.حرکات یوگا
3.بلند کردن پای راست،چپ،دسبها وسر
4.چرخش چشمها
5.تثبیت نگاه
6.شا کردن تمام بدن
7.تصورکردن پایین رفتن
8.تصور پرواز دستها
9.تلقین
10.بیداری وهوشیاری
انواع طلسمها : قسمت اول :
1.طلسم گربه سیاه
در کشور های اروپایی و امریکایی گر به سیاه بسیار بد شگون است حتی مردم اسکاندیناوی معتقدند اگر کسی قصد سفر داشت گربه سیاهی راه او را قطع کرد
واز جلوی او گذشت تنها راه زنده ماندنش منصرف شدن از سفر است
2.طلسم میخ کنگو:
در کنگو مردم برای انکه روحی پاکی از انها حمایت کند  به تکه چوبی که به شکل ادم
بریده اند میخی فرو می کنند وفریاد میکشند
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 13:7  توسط حیدر   | 

دعوت به همکاری

تا دو سه روز دیگه شروع می کنم از دوستانی که علاقمندند دعوت به همکاری می شود
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 23:53  توسط حیدر   |