تبليغاتX
هیپنوتیزم

هیپنوتیزم

آموزش خود هپنوتیزم، فرافکنی روح ،وسفر روح،چار،گفتگو با جن گیر ،تله پاتی،انواع طلسمها

پریسپری


سلام دوستان

مدتی بود که من نبودم و این وبلاگ به روز نمی شد اما دوباره کارم را شروع می کنم و سعی می کنم هر هفته ان را به روز کنم فقط من را از نظرات سازنده خود بی نصیب نکنید و هر گونه پیشنهاد یا انتقاد دارید در قسمت نطرات بنویسید.
اما مطلب این هفته:
. شاید بارها برایتان پیش آمده باشد در مکانی تنها نشسته اید ناگهان یک ندای درونی به شما می گوید:"زودتر به منزل روید کسی در منزل منتظر شماست
شما هم به منزلتان بر میگردید با تعجب می بینید دوستتان در منزلتان به انتظار شماست یاشما دراید به کسی فکر می کنید در ان لحظه همان فرد به نزد شما می اید(این مثال را برای آن بیان کردم که بسیاری از شما ها با همچین موردی روبرو شدید)خوب دوستان شما اینگونه موارد را چگونه تشبیه می کنید یا جواب شما در این گونه موارد چیست؟
 صاحب نظران و دانشمندان هر کدام در این موارد راهی برای تحلیل و اثبات ان پیش رو گرفته اند اما من در این جلسه بحثی را مطرح می کنم که به نطر خیلی ها به موارد بالا ربط دارد .
اما برویم سر اصل مطلب : در بیشتر مباحث متافیزیک انسان به سه قسمت تقسیم می شود 1-جسم 2-روح3-قسمتی مابین جسم و روح (پریسپری)
در رابطه با جسم و روح محققان هندی دست به یک سری  تحقیقات زدند که در پایان به این نتیجه رسیدند که جسم وروح ادمی هر کدام در قالب جدا از هم قرار دارند و برای تامین خواسته های خود بین انها هیچگونه توافق ویکپارچگی وجود ندارد پس ما به این نتیجه می رسیم که برای ارتباط بین این دو نیاز به یک واسطه داریم که از جنس هر دو باشد و هر دو را به هم ارتباط دهد و میان اندو قرار گیرد  اما این واسطه چه نام دارد نام این موجود در ملل وعقاید مختلف عنوانهای متفاوتی دارد مثلا قالب مثالی- همزاد -هاله ودر میان ایرانیان باستان ان را بعنوان "فروهر" می شناختند اما امروزه در بین محققان بیشتر بنام"پریسپری" شناخته شده تر است .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است جنس پریسپری از چیست و چه کار های می تواند انجام دهد؟!
پریسپری حد واسط روح وجسم است دارای جسمی بسیار لطیف و رقیق وشفاف و خوشبوی دارد که هنگام خواب طبیعی یاهنگام خواب مصنوعیاز بدن خارج می شودو  در فضا به هر جا می رود وسرک می کشد.
اما پریسپری کاملا شبیه خود ماست یعنی قیافیه مثل ما دارد حتی بعضی ها معتقدند که دارای گوش قلب معده دست وپا و.... هست پریسپری دارای حواس شبیه حواس ماست با این تفاوت که حواسهای او خیلی از ما قوی تر است و یعنی چیزهای را که ما نمیبینیم او میبیند چیزهای را که نمی شنویم او می شنود  زمان برای او معنی ندارد یعنی در هر لحظه که بخواهد در هر مکان و جا حاضر می شود
در یک لحظه در دو مکان مجزا می تواند باشد پریسپری جسم را بوسیله تارهای نامرعی به روح وصل می کند زمانی که این تارها از هم گسسته می شوند جسم ما از بین می رود (مردن) زمانی که ما در خوابیم پریسپری به عوالم  دیگر سفر می کند حال اگر در لحظه بیدار شدن او  نتواند بخوبی به جسم برگردد ویا در هنگام بر گشت تعدادی از تارهای نامرئی پاره شوند ما دچار بیماریهای روانی یا جنون می شویم......
دوستان تا جلسه بعدی حق و حقیقت نگهدار شما   :::: حیدر اچ پی تری::::

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد http://hipnotizmhp3.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 19:58  توسط حیدر   | 

کرامات چند صوفی

 معجزات یا کرامات چند صوفی .......... از کتاب تذکرهاولیاء شیخ عطار در اغاز کتاب تذکره اولیاء چندسطر در باره سخن مشایخ می نویسد که خواندنی است چون از قران و احادیث گذشتی سخنی بالای سخن مشایخ طریقت نیست که سخن ایشان نتیجه کار و حالست نه ثمره حفظ و قالست و از عیانست نه از بیان است واز اسرار است نه تکرار است واز علم لدنی است نه از علم کسبی است واز جوشیدن است نه از کو شیدن حبیب عجمی : روزی زنی پسرگمشده اش رااز حبیب خواست گفت برودر خانه است وقتی زن به خانه برگشت پسرش را که یکسال گمشده بود در خانه دید پسر گفت من هم اکنون در کرمان بودم بادی بیامدو من بدینجا اورد . ابراهیم ادهم روزی ازابراهیم پرسیدند نشان و علامت مردی که به کمال رسیده باشدچیست؟جواب داد و گفت چنین است که اگر به کوه بگوید برو کوه شروع به رفتن کند در همان لحظه نا گهان کوه شروع به حرکت کرد ابراهیم گفت به کوه با تو نبودم مثال زدم . میگویند شبی منصور حلاج با هفتاد نفر از مریدان خود بکوه و دیر بیت المقدس رفت قند یلها را برای روشن کردن اماده کردن منصور با انگشت سبابه اشاره به قندیلها کرد نوری از انگشتان بیرون امد و چهارصد قندیل با اشاره انگشت روشن شد. ریاضت کشیدن منصور حلاج . منصور حلاج مدت یک سال درمسجد مکه زیر افتاب سوزان و باران بدون تکلم با احدی می نشست و خوراک ویلقمه نانی و کوزه ابی که مریدان وی براش می اوردن منصور حلاج معتقد بود که با ریاضت کشیدن و تربیت نفس انسان بجای می رسد که تبدیل به سازنده جهان میشود و فقط خدا را می بیند شاعر می فرماید    رسد ادمی بجای که به جز خدا نبیند         بنگرکه تا چه حد است مکان ادمیت              از خودیبگذر که تا یابی خدا           فانی حق شو که تا یابی بقا          نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 2/9/83
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 22:17  توسط حیدر   |