تبليغاتX
هیپنوتیزم

هیپنوتیزم

آموزش خود هپنوتیزم، فرافکنی روح ،وسفر روح،چار،گفتگو با جن گیر ،تله پاتی،انواع طلسمها

اموزش تلپاتی قسمت سوم


در محیطی ارام بنشینید ودر حال هیپنوز قرار گیرید دوستان همان طورکه قبلاگفتم باید اراده قوی برای این کار داشته باشید

در این مرحله تصویر فرد مورد نظر را تا پانزده دقیقه یا نیم ساعت در ذهن خود مجسم کنید به یاد داشته باشید یک لحظه از ذهن محو نشود اگر چنانچه
ازذهن تصویر رفت میتونید یک عکس از فرد مورد نظر را در مقابل چشمان خود قرار دهید چند دقیقه ای به ان نگاه کنید بعد چشمان خود را ببندید
وان را مجسم کنید میتونید این کار را برای چند بارارامه بدهید تا موفق به تصویر ان در ذهن شوید تصور کنید شخصی که می خواهیدبر او اثر گذارید
در چند قدمی شما ست یا او را می توانید به وضوح ببینید د رذهن خود خطوط چهره وخطوط بد ن یا نیم رخ اورا مجسم کنید بین 10تا15دقیقه
جز به هیکل او به صورت زنده نیندیشید تجسم ذهنتان منحرف نشود در این زمان برای کمک به حافظه متوانید از ان عکس استفاده کنید
اکنون تصور کنید که فکر واحساس فرد مورد نظر ناگهان در تسخیر تصویرشما قرار گرفته شما را می بیند به شما می اندایشد از دیدن تصویر
شما نمتواند دل بکند از ملاحظه ان لذت می برد به این کار ادامه دهید به ارامی به انچه می کنید فکر کنید ما دام به خود تلقین کنید من اورا مجبور
میکنم به من فکر کند کار دیگری نمی تواند بکنداین تصویر ذهن خود را به ذهن او تحمیل کنید دوستان تعجب نکنید این حال را مثل یک فیلم می بینید
تصو رکنید از تکنشهایی که شما به او داده اید به هیجان امده حس کنید به سوی شما کشیده میشودوبه خود تلقین کنید {ارزو دارم اورا ببینم
وانچه رادر دل دارم به او بگویم }
ان قدراین تلقین را تکرار کنید که نتیجه بگیرید تا سر انجام تسلیم خواسته شما شوددوستان ارجمند    
 شمادوستان است textاینده من فقط مربو ط به سوالات
باور کنید این متن یکی از اثرارتلپاتی است که من ان را فاش کردم
نوشته شده توسط عباس ف ایمیل جدید من absabs2001@yahoo.com  tim22:05 :1385/6/4

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 22:2  توسط عباس_ف  | 

معالجه لکنت زبان از طریق هیپنوتیزم

 

قسمت دوم :

به آقای آلروتز تعلیم داده شد که هنگام صحبت کردن با مردم  اهمیتی برای انها قائل نیست . در حال حاضر او فقط از این می ترسید که هنگام صحبت کردن دچار اشتباه شود و مورد تمسخر قرار گیرد و این ترس علت و ریشه ای در کذشته داشت که چه عامل وعلتی باعث شده که آقای آلروتز صحبت کردن با مردم را خطرناک بداندبخصوص ترس از اینکه دچار اشتباه شود.

آقای آلروتز در این خصوص چیزی نمی دانست و چیزی هم از دوران کودکی بیاد نمی آورد به او گفته شد در حال حاضر احتیاجی نیست که به حافظه خود فشاری بیاورد زیرا بعد از اولین جلسه هیپنوتیزم که توانست   خود را رلکس و وانهاده نماید همه چیز را بیاد خواهد آورد.

اولین جلسه هیپنوتیزم-در این جلسه به آقای آلروتز تلقین وتعلیم داده شد، که بجای کنترل و فشار اوردن به خود هنگام صحبت کردن عضلات خود را شل و وانهاده کند(شما هم می توانید با خود هیپنوتیزم این کار را انجام دهید که در جلسات گذشته خود هپنوتیزم را تشریح کردیم)

دومین جلسه هیپنوتیزم- در این جلسه به او تلقین شد در خلال این هفته ، خاطراتی را که برای اولین بار باعث ترس او شده بیاد بیاورد.

سومین جلسه هیپنوتیزم- وقتی او برای سومین جلسه آمد داستان زیر را بیاد آورده بود

زمانی که من در دوران طفولیت به سن 4 یا 5 سالگی بودم ، در همسایگی ما بچه ای به همین سن یا بیشتر زندگی می کرد این پسر بچه دچار لکنت زبان بود و قیافه ای مضحکی داشت . روزی که صحبت کرد دچار لکنت شد و من هم به او خندیدم و طرز صحبت کردن اورا تقلید کردم پدرم ناگهان بر اشفت و فریاد زد اگه یکمرتبه دیگه اینجوری صحبت کنی زبانت را می سوزانم و برای اینکه من بیشتر بترسم دستم را گرفت و سیگارش را تا نزدیکی زبانم آورد و من هم به شدت ترسیدم و از ان روز به بعد هر روز که می خواستم در نزد پدرم صحبت کنم می ترسیدم که مبادا بد صحبت کنم وپدرم زبانم را بسوزاند.

به این ترتیب می بینیم که بزودی فشار عضلانی زبان ودستگاه صوتی بیمار شروع می شود هر چند که این تهدید احمقانه اجرا نشد اما کودک همیشه از صحبت کردن نزد پدر می ترسد و از ان روز به بعد همیشه در حضور پدر ساکت و بی صدا می ماند و روز به روز تکلم کودک بدتر می شود و با هر کس که بر خورد می کرد مثل معلمش ودیگر کسان بیاد پدرش می افتاد و زبانش دچار لکنت می شد این وضع در مدرسه بتدریج بدتر شد تا اینکه بیمار متوجه شد که عیبی در صحبت کردنش وجود داردو تصور کرد که قطعا یک نوع بیماری در دستگاه تکلمش وجود دارد.

جلسات بعدی هیپنوتیزم –در مابقی جلسات اینگونه به او تلقین شد. که او حالا دیگر ان کودک ترسو نیست دیگر کسی نمی خواهد زبان او را بسوزاند و اگر اشتباهی کرد کسی زبانش را نمی سوزاند ودر واقع کسی توجهی ندارد به اینکه او با لکنت صحبت می کند یانه . به او تلقین شد حالا دیگه از هیچ چیز نمی ترسی و هیچ اندوه ونگرانی نداری، در حال حاضر تو می توانی آرام و خوب صحبت کنی ، عضلات تکلمت شل هستند شما همانطور که باسگتان خوب صحبت می کنی با مردم هم می توانیدخوب صحبت کنید.

همچنین به او تلقین شد که تصور کند با کمال اعتماد و اطمینان در حال صحبت کردن با مردم است بدون اینکه دچار لکنت شود.

پس از چند مدت آقای الروتز کاملا خوب شد  .  بله دوستان هیپنوتیزم بهترین درمان لکنت زبان است  که در معالجه لکنت زبان باید از هیپنوتیزم وتنفس تواما استفاده کرد . تا جلسه بعد با موضوع دیگر در پناه حق  و حقیقت باشید .          حیدر.ح              ...............heydarhp3.............

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:32  توسط حیدر   | 

معالجه لکنت زبان از طریق هیپنوتیزم

 این مطلب بر گرفته از کتاب روانشناسی کابوک ترجمه فصل 35 صحفه 183 تا 186 کتاب دکتر وان پلت stammeringبرای دوست عزیزی که در مورد لکنت زبان به ما ایمیل زده بودند

دکتر، اقای الروتز بمن نوشت "من خوشحال می شوم ،اگر شما بتوانید کاری برای این بیمار مبتلا به لکنت زبان انجام دهید"جوان خوش قیافه ای است ولی همین ناراحتی در صحبت کردنش او را در زندگی عقب انداخته است،الکنت زبانش باعث شده از تر خوردهای اجتماعی بپرهیزد و از رفتن بکار وااشتغال اجتناب کند.وقتی که الروتز شروع به بیان داستان زندگیش کرد ، معلوم شد چقدر ناراحت است زیرا که خیلی به سختی  می توانست صحبت کند. تلاش وتقلای زیادی می کرد که صخبت کند  ولی به همان نسبت کلمات به سحتی از دهانش خارج می شد.

به آقای آلروتز گفتم ، که با فشار صحبت نکند ، بلکه کلمات را آرام ، آهسته، ملایم، با کشش وآهنگدار بیان کند.عملا تمام کسانی که مبتلا به لکنت زبان هستند چنانچه ملایم با تانی و آرام صحبت کنند و حروف کلمات را قدری بکشند، می توانند بدون لکنت صحبت کنند.

بطوری که بعدا خواهیم دید علت لکنت زبان مربوط به فشار و انقباض عضلات و اعصاب دستگاه تکلم است،چنانچه این کشش وفشار از بین برود الروتز می تواند براحتی صحبت کند.

به شکلی که اضهار می داشت ، در سراسر زندگی اش دچار لکنت زبان بوده است، بهیچوجه نمی توانست حادثه ای را که باعث لکنت زبانش شده بیاد بیاورد . فقط خاطرات بسیار زیادی داشت از اینکه  لکنت زبانش موجب بدبختی های بزرگی در زندگی اش شده است.

در مدرسه وضعیتی بدی داشت،برخی اوزگاران اورامدل شوخی و خنده فرلرمی دادندو سایر شاگردان هر یک بنوبه خود موجب اذیت و آزلرش می شدند ، خواندن کتاب در کلاس عفریتی بود که جسم و جان او را در چنگال می گرفت.

وقتی دوران تحصل را تمام کرد،بهترین روشی که بنطرش می رسید دوری از اجتناع و اجتناب از مردم بود .

خرید کردن ایجاد ناراحتی بزرگی برای او می کرد زیرا تصور می نمود که هنگام خرید همه مردم میاستند و به او نگاه می کنند که او چگونه با زور وفشار کلمه ای را از دهان خارج می کند و........................

عجیب این بود که هر وقت آقای الروتز تنها بود و می خواست با سگش صحبت مند اصلا دچار لکنت نمی شد و مثل اشخاص معمولی صحبت می کرد و بعلاوه   بخوبی وبه تنهایی با خودش صحبت کند یا کتاب بخواند و از این موضوع مات ومتحییر مانده بود که چرا در تنهایی یا هنگام صحبت با سگش برای مدتی لکنتش بکلی رفع می شود ولی در اجتماع ودر حضور دیگران قادر به صحبت کردن نبود .

بهر حال برای اقای الروتز تعریف شد ، که علت اینکه چرا در تنهائی با سگش میتواند صحبت کند، ولی در اجتماع نمی تواند صحبت کند، این است که مطمئن است که سگش نمی تواند از او عیب وایراد بگیرد بنابراین هنگام صحبت با سگش خود را نمی ترساند و واز ایراد هم نمی ترسید این موضوع ،وجود مردم عامل محرکی برای لکنت زبان او شده بود ، که پاسخ این باز تاب لکنت بود ، هنگام صحبت با مردم می ترسید که دچار اکنت شود . بدین ترتیب  هر وقت می خواست با مردم با تلفن صحبت کند ،بطور خودکار و انعکاسی دچار اکنت می شد .

نکته دیگر اینکه هر چه او بیشتر و سختتر بلاش می کرد ، وضع لکنتش بدتر می شد ولی هر وقت ملایمتر وبدون فشار عضلانی صحبت میکرد ،لکنت رفع می شد.

دوستان ادامه این مبحث را دو سه روز ایینده می نویسم  و چطور مداوای این بیماری را توضیح خواهم داد.

پس تا چند روز دیگه و ائامه مطلب شما را به حق و حقیقت می سپارم.                        حیدر. ح

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 15:54  توسط حیدر   | 

تبریک سال نو

سلام دوستان

عید باستانی نوروز را به همه دوستان تبریگ می گوییم سالی پر از خوشی و آرامش را برای شما دوستان خوبم آرزو می کنم خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم و نمی خواستم هم بنویسم اما انشاءالله در سال جدید با دست پر خواهم امد در ضمن دوست عزیز محمد جان (هالا)باور کن مدتهاست نتوانستم با اینترنت کار کنم وبه همین جهت نتوانستم به نامه های شما جواب بدهم و مطمئن باش هیچ خبری نیست و پسورد ایمیل یاهو ام را هم کاملا فراموش کردم و فعلا فقط با جیمیلم کارمیکنم واما در مورد کپی کردن و کلیک راست در این وبلاگ من ان را برای تمامی دوستان آزاد می گزارم ولی فقط لطفا اگر از موردی استفاده کردید منبع آن را ذکر کنید تا ما هم با خیال را حت به کار خود ادامه دهیم .

همیشه مثبت بیندیشید با تشکر حیدر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:50  توسط حیدر   | 

آموزش تلپاتی(قسمت دوم)

برای انجام تجربه تله پاتیک حداقل به دو نفر نیاز داریم :جنسیت:چون تله پاتی عبارت از انتقال افکاری است که از یک بار عاطفی و احساسی قوی اکنده شده است بنابراین با توجه به غرایزی که خداوند برای
بقای نسل در نهاد بشر قرار داده است ارتباط بین دو جنس مخالف بایستی روشنتر و پر قدرت تری صورت بگیرد نر وماده هریک به تنهای ناقص هستند و هر کدام از انها سعی دارد با جستجوی جفت خویش
به کمال برسد جاذبه جنسی یکی از شاهکارهای افرینش که در پرتو ان موجبات ادامه نسل و رسیدن به تکامل فراهم می شود قدرت ونیروی عشق بسیار قوی است تا حدی که در بر خی از موارد بر عقل سلیم می شود
در ارتباط تله پاتیک جنسیت از اهمیت زیادی بر خوردار است بهترین نتایج درشرایطی صورت می گیرد که فرستنده پیام مرد و گیرنده زن باشد در شرایطی که برعکس این باشد نتیجه از انچه که گفته شد کمتر است
همان طور که در ارتباط عاری روزمره با دیگران سعی می کنیم با توجه به میزان سن تحصیلات طبقه اجتماعی و قدرت درک انها از زبان و منطق خاصی پیروی کنیم به هنگام بر قراری ارتباط تله پاتی با دیگران
هم بایستی به این عا مل مهم تو جه کنیم بنابراین اگر بخواهیم با کودکی ارتباط بر قرار کنیم با یستی از تصاویر و سمبلهایی استفاره کنیم که بیشتر مطابق ادراک و روحیات او باشد
در روزهای پر گرد وغبار و پر باد وطوفان پیش از رگبارها در زمان فعالیتهای خو رشید ی و به هنگام وجود کامل قرص ماه از انجام تله پاتی خود داری کنید زیرا در برخی از افراد در این ایام
ممکن است کسالتهای مبهمی از یک سر درد تا افسردگی شدیید حملات اسمی.....متفاوت دچار با شند  بنا بر این هنگامی که هوا کمی ارام وخنک است بهترین زمان برای تمرینات تله پاتی است
این موضوع در روزهای که بارانی به شرطی که رگبا ر وجود نداشته باشد هم صدق می کند در زمانی که هوا بسیار سرد وگرم است شرایط نا مناسب است شاید دوستان بپرسن چرا دراین موقعها زمانه خوبی نیست
با ید عرض کنم معمولا پیش از رگبارو رعدو برق تحولات شدیدی در میزان فشار و بار الکتریکی هوا پیدا می شود که هر گونه تماس تاه پاتیک را مانع میشود مهمترین دلیل برای تو جیه عوارض این اثار
بیان شده پیدایش تغیراتی در میزان یو نها یا اتمها و ملوکولهایی است که دارای بار الکتریکی در پوست هستند و انسان شدیدا نسبت به انها حساس است
:پیام تله پاتیک :باید متن و لحنی داشته باشد که گویی خود او به این مطالب فکر می کند و انرا از با زبان خودش بیان می کند :برای مثال اگر بخواهیم که او دستش را بلند کند این پیام یا فرمان
به این صورت صادر می گردد :حالا من دست رااز زمین بلند می کنم پس درستی مطالب این است که همه پیامها را تجسم کنید اگر کالایی می خواهید خریداری کنید مهم این نیست که به این
کالا احتیاج داری یا نه کافیست که انگیزه و اشتیاق لازم برای خرید یک جنس به وجود اید

نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 30/10/84

abasabs2000@yahoo.com
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 20:32  توسط حیدر   | 

اموزش تلپاتی

 درهر تمرین یا برنامه تلپاتیک بین دو فرد فرستنده

 وگیرنده فاصله ای وجود دارد که می توان از چند سانتیمتر تا چند هزار کیلو متر متفاوت باشد میزان فاصله در نحوه و نتیجه ارتباط تلپاتی کمترین تاثیری ندارداگر شما فکر خود را به این امر معطو ف و در نتیجه شرطی نماید که در فاصله طولانی بر قرار ی تله پاتی مشکلتر است این تلقین ذهنی بر روی رفتار شما تاثیر گذاشته ودر عمل نیز در فواصل نزدیک تر نتیجه بهتری کسب می کنید این تصور یا شرطی شدن نادرست و مضر است هرگز به فاصله موجود بین گیرنده و فرستنده اهمیتی ندهید شما به همان میزان از ظرفیت و قابلیتی را که در فاصله نزدیک کسب کرده اید می توانید در فواصل طو لانی هم دریافت کنید - اصول بنیادی دانش تله پاتی توصیه مشود که تجربیات اولیه درفاصله نزدیک و ترجیحا در یک اتاق ارام صورت گیرد برخی از صاحب نظران معتقدند که افراد حاضر در این جلسات بایستی از لحاظ روحی و عاطفی به هم نزدیک باشند اگر در تمیرنهای اولیه فرستنده پیام دست راست خود را بر روی دست چپ گیرنده بگذارد این ارتباط جسمی پیوند روحی و عاطفی بهتری را بین انها ایجاد میکند در ایین سالکان و عارفان شرق اسیا بویژه چین باستان و سرزمین عجایب هند قسمت راست بدن دارای قدرت یا اهمیت مثبت و صادر کننده انرژی می باشد درحالی که سمت چپ دارای انرژی یا الکتریسته منفی و دریافت کننده میباشد :زمان مناسب مناسبترین زمان برای ارتباط فکری ساعا ت اخر شب وصبح زود است در عمل انسان مو جودی است که روز را با کار و فعالیت به پایان می رساند و شبها خسته و کو فته نیاز به خوابیدن دارد در شرایط عادی انسان شبها به چرت زدن و خواب الودگی دچار می شود ودرصورت دراز کشیدن به خواب عمیقی فرو می رود زمانی که ما بیدار و مشغول فعالیت هستیم ضمیر اگاه ما فعال است بر عکس هر زمان که مادر وضعیت سکوت و ارامش هستیم ضمیر ناخود اگاه ما فعال میشود در این شرایط انرژی زیادی از مغز ساطع میشود و پراکندگی این امواج نمایمگر وجود شرایط ارامش واسایش فیزیو لوژی در مغز است هر گاه ما بتوانیم جسممان را ریلاکس و غیر فعال کنیم قدرتها و قابلیتاه روحی و روانی فعال و شکوفا میشود گویی در این شرایط کانالهایی که برای فعالیت و کارایی لازمند رها وازاد مشوند در این زمان انسان بهتر وبیشتر می تواند با ضمیر مادون اگاه و ناخود اگاه خویش که منبع الهام و برکات است رابطه بر قرار کند زمانی که انرژی زیادی از مغز خارج شود رو ح میتواند خود را از زیر بار سنگینی جسم رها ودر فضا ی بی کران به پرواز در اید به این حالت وضعیت خروج روح از بدن می گویند ادامه دارد......... نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 13/10/84  abasabs2000

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 20:55  توسط حیدر   | 

آینده کودک خود را حدس زنید!

سلام دوستان
چگونه می توانیم شخصیت و آینده بچه های خود را پیش بینی کنیم!
1. اگر کودک خود را در دوران نوزادی زیاد حرکت دهید یا آن را دا ئما بالا وپایین بیندازیدویا زیاد در گهواره تکان دهید کودک شما در ایینده ورزشکار یا خلبان یا راننده و کلا به کارهای هیجانی و پر حادثه روی خواهد اورد
2.اگر کودک شما پستانک یا شیشه شیر را زیاد نگه دارد و ان را به زور از دستش در آورید در اینده داری شخصیتی خسیس ومال جمع کن وبه شغل جاسوسی با دلالی یا خبر نگاری روی می اورد
3.اگر کودک شما زیاد گاز می گیرد این را بدانید که در اینده دارای شخصیتی خشن وجنگجو شده و به شغل های چون قصابی و ( پول واده..پول چی!؟.....!!!!!!!!)
4. اگر کودک شما آب دهن خود را بیرون می ریزد در اینده به شغل مدد کاری روی خواهد اورد
5.اگر کودک زیاد پستانک را بمکد در اینده در نوشیدن و خوردن و... خلاصه در هر چیز زیاد افراط می کند
6.اگر کودک زیاد دهان خود را ببندد در بزرگی گوشه گیر و محتاط می شود.
7. اگر کودک شما هر شیئی که در دستش می افتد زیاد نگه می دارد و حاضر نمی شود ان را رها کند در بزرگی فردی میشود که قدرت تصمیم گیری برای خرید یا فروش وسایل خانه خود را ندارد.
8. مادران هم بیاد داشته باشند که  کودک خود را برای دفع مدفوع تنبیه نکنند چون در اینده فردی خالی بند و ولخرج وبی قید و بند می شوند
9. حالا اگر می خواهید کودک خود را دانشمند کنید از کودک خود برای دفع ادرار خواهش کنید وبعد از دفع مدفوع به او جایزه بدهید در این صورت کودک فکر کرده که مدفوعش دارای ارزش است  و در ایینده برای راضی کردن مردم دست به اختراع یا فردی بخشنده خواهد شد البته یادتان باشد اگر زیاد هم اسرار کنید کودک فکر کرده با دفع ادرارش چیزی گرانبها را از دست می دهد و ممکن است در اینده خسیس شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:36  توسط حیدر   | 

پریسپری


سلام دوستان

مدتی بود که من نبودم و این وبلاگ به روز نمی شد اما دوباره کارم را شروع می کنم و سعی می کنم هر هفته ان را به روز کنم فقط من را از نظرات سازنده خود بی نصیب نکنید و هر گونه پیشنهاد یا انتقاد دارید در قسمت نطرات بنویسید.
اما مطلب این هفته:
. شاید بارها برایتان پیش آمده باشد در مکانی تنها نشسته اید ناگهان یک ندای درونی به شما می گوید:"زودتر به منزل روید کسی در منزل منتظر شماست
شما هم به منزلتان بر میگردید با تعجب می بینید دوستتان در منزلتان به انتظار شماست یاشما دراید به کسی فکر می کنید در ان لحظه همان فرد به نزد شما می اید(این مثال را برای آن بیان کردم که بسیاری از شما ها با همچین موردی روبرو شدید)خوب دوستان شما اینگونه موارد را چگونه تشبیه می کنید یا جواب شما در این گونه موارد چیست؟
 صاحب نظران و دانشمندان هر کدام در این موارد راهی برای تحلیل و اثبات ان پیش رو گرفته اند اما من در این جلسه بحثی را مطرح می کنم که به نطر خیلی ها به موارد بالا ربط دارد .
اما برویم سر اصل مطلب : در بیشتر مباحث متافیزیک انسان به سه قسمت تقسیم می شود 1-جسم 2-روح3-قسمتی مابین جسم و روح (پریسپری)
در رابطه با جسم و روح محققان هندی دست به یک سری  تحقیقات زدند که در پایان به این نتیجه رسیدند که جسم وروح ادمی هر کدام در قالب جدا از هم قرار دارند و برای تامین خواسته های خود بین انها هیچگونه توافق ویکپارچگی وجود ندارد پس ما به این نتیجه می رسیم که برای ارتباط بین این دو نیاز به یک واسطه داریم که از جنس هر دو باشد و هر دو را به هم ارتباط دهد و میان اندو قرار گیرد  اما این واسطه چه نام دارد نام این موجود در ملل وعقاید مختلف عنوانهای متفاوتی دارد مثلا قالب مثالی- همزاد -هاله ودر میان ایرانیان باستان ان را بعنوان "فروهر" می شناختند اما امروزه در بین محققان بیشتر بنام"پریسپری" شناخته شده تر است .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است جنس پریسپری از چیست و چه کار های می تواند انجام دهد؟!
پریسپری حد واسط روح وجسم است دارای جسمی بسیار لطیف و رقیق وشفاف و خوشبوی دارد که هنگام خواب طبیعی یاهنگام خواب مصنوعیاز بدن خارج می شودو  در فضا به هر جا می رود وسرک می کشد.
اما پریسپری کاملا شبیه خود ماست یعنی قیافیه مثل ما دارد حتی بعضی ها معتقدند که دارای گوش قلب معده دست وپا و.... هست پریسپری دارای حواس شبیه حواس ماست با این تفاوت که حواسهای او خیلی از ما قوی تر است و یعنی چیزهای را که ما نمیبینیم او میبیند چیزهای را که نمی شنویم او می شنود  زمان برای او معنی ندارد یعنی در هر لحظه که بخواهد در هر مکان و جا حاضر می شود
در یک لحظه در دو مکان مجزا می تواند باشد پریسپری جسم را بوسیله تارهای نامرعی به روح وصل می کند زمانی که این تارها از هم گسسته می شوند جسم ما از بین می رود (مردن) زمانی که ما در خوابیم پریسپری به عوالم  دیگر سفر می کند حال اگر در لحظه بیدار شدن او  نتواند بخوبی به جسم برگردد ویا در هنگام بر گشت تعدادی از تارهای نامرئی پاره شوند ما دچار بیماریهای روانی یا جنون می شویم......
دوستان تا جلسه بعدی حق و حقیقت نگهدار شما   :::: حیدر اچ پی تری::::

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد http://hipnotizmhp3.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 19:58  توسط حیدر   | 

کرامات چند صوفی

 معجزات یا کرامات چند صوفی .......... از کتاب تذکرهاولیاء شیخ عطار در اغاز کتاب تذکره اولیاء چندسطر در باره سخن مشایخ می نویسد که خواندنی است چون از قران و احادیث گذشتی سخنی بالای سخن مشایخ طریقت نیست که سخن ایشان نتیجه کار و حالست نه ثمره حفظ و قالست و از عیانست نه از بیان است واز اسرار است نه تکرار است واز علم لدنی است نه از علم کسبی است واز جوشیدن است نه از کو شیدن حبیب عجمی : روزی زنی پسرگمشده اش رااز حبیب خواست گفت برودر خانه است وقتی زن به خانه برگشت پسرش را که یکسال گمشده بود در خانه دید پسر گفت من هم اکنون در کرمان بودم بادی بیامدو من بدینجا اورد . ابراهیم ادهم روزی ازابراهیم پرسیدند نشان و علامت مردی که به کمال رسیده باشدچیست؟جواب داد و گفت چنین است که اگر به کوه بگوید برو کوه شروع به رفتن کند در همان لحظه نا گهان کوه شروع به حرکت کرد ابراهیم گفت به کوه با تو نبودم مثال زدم . میگویند شبی منصور حلاج با هفتاد نفر از مریدان خود بکوه و دیر بیت المقدس رفت قند یلها را برای روشن کردن اماده کردن منصور با انگشت سبابه اشاره به قندیلها کرد نوری از انگشتان بیرون امد و چهارصد قندیل با اشاره انگشت روشن شد. ریاضت کشیدن منصور حلاج . منصور حلاج مدت یک سال درمسجد مکه زیر افتاب سوزان و باران بدون تکلم با احدی می نشست و خوراک ویلقمه نانی و کوزه ابی که مریدان وی براش می اوردن منصور حلاج معتقد بود که با ریاضت کشیدن و تربیت نفس انسان بجای می رسد که تبدیل به سازنده جهان میشود و فقط خدا را می بیند شاعر می فرماید    رسد ادمی بجای که به جز خدا نبیند         بنگرکه تا چه حد است مکان ادمیت              از خودیبگذر که تا یابی خدا           فانی حق شو که تا یابی بقا          نوشته شده توسط عباس ف در تاریخ 2/9/83
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 22:17  توسط حیدر   | 

معجزه یا غلبه روان بر ماده


از مجله بهداشت روانی شماره 45 اذر ماه 1342
به نظر دانشمندان فیزیک اگر کسی پیدا شود که تسلط کامل روان بر ماده یا به عبار ته واضح تر تسخیر و تصرف ماده به وسیله روان را ثابت کند اهمیت کشف او با کشف
انرژی اتمی برابری کرده وحتی فزو نی دارددکتر رولف الکساندر طبیب و روانشناس معروف چندین بار تسلط روان بر ماده را نشان داد او  در حضور شهر دار شهر مو فق به انجام کاری شد
که در وحله اول به نظر ما غیر قابل قبول می رسید  دکتر الکساندر یک قطعه بزرگ ابر را در فضا به حاضر ین نشان داد و از ان قطعه بزرگ تکه ا ی را که واضح بود در نظر گرفته و قطعات
مجا ور ان را به عنوان شاهد به انان معر فی کرد و ادعا کرد که پس از چند لحظه می تواند ان قطعه واضح ابر را محو نماید پس از چند لحظه اتفا قی عجیبی روی داد
قطعه ابر مورد نظر ابتدا متسع شد و غلظت خود را از دست دا د و سپس محو کردید و این منظره تو سط رو زنامه نگاران عکس برداری شد سه بار متوالی این ازمایش در حضور
ما صورت گرفت و هر سه بار مو فقیت نسیب وی گشت
دکتر الکساندر در سفری که در سال 1951 به مکزیک داشت در حضور عده زیادی مو فق شد باران شدیدی  را که با ریدن اغاز کرده بود پس از دوازده دقیقه نگهدارد  و فضا را
صاف وبی ابر نماید دکتر الکساندر در حضور دانشمندان با انجام اینکارها می خواست ثا بت کند که نیرویی است فعال که می تواند بطور مستقیم ماده را تحت تسلط خودقرار دهد
 عقیده داشت که از این نیروی شگرف در طرق مختلف از جمله معالجه و مداوای بیما ران وتحت تاثیر قرار دادن محیط بمنظورسعادت افرادمی توان استفاده کرد
نتیجه ::در این مقاله کلمه روان بجای روح بکار رفته پس بنا بر این به نظر بنده انچه از کشفیات فیزیک و شیمی  فهمیده ام  این است که ماده جز انرژی یا روان چیز دیگری نیست
علمای معاصر هم چنین عقیده ای دا شتند همه متفق القول هستند که ماده هما ن نیروی فشورده است و این بتا به گفته قران مجید دانشمندان مذاهب جهان همان سازنده جهان است و بقولی
فقط بعضی از مردان نظیر عیسی مسیح این استعداد را دارند که از این نیرو استفاده کنند  و کارهای عجیب انجام دهنداین راز را هم  صو فیان و عا رفان بزرگ معاصر
می دانستند و با ریا ضت کشیدن  دستگاه بدن خود را طوری تر بیت مکردن که مغز انها بتواند از این نیرو بهر شکل استفاده کنند در تا ریخ جهان و ایران اشخاصی نظیر ژندپیل .
منصور حلاج .ابو سعید ابو الخیر .خواجه عبدالله انصاری  .غوث گیلانی .با یزیدبسطامی و بسیاری دیگر ..........
دوستان در اینده در باره کرامات بعضی از صو فیها و عرفا صحبت خواهم کرد
از خودی بگذر که تا یابی خدا
فانی حق شو که تا یابی بقا
در اصل یکی بوده است جان من و تو
پیدای من و تو نهان من وتو
مردان خداپرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند


نو شته شده تو سط عبا س ف در تا ریخ 7/8/84            

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 5:53  توسط حیدر   |